مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی اشنان


معنی اشنان

اشنان . [ اَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان برزاوند شهرستان اردستان که در 55 هزارگزی جنوب خاور اردستان و 18 هزارگزی شمال شوسه ٔ کوهپایه به اصفهان واقع است . محلی کوهستانی معتدل است و سکنه ٔ آن 181 تن میباشد. مذهب اهالی شیعه و زبان آنان فارسی است . آب ده از قنات تأمین میشود و محصولات آن ، غلات و کتیرا و شغل اهالی زراعت است . راه آن مالرو میباشد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 10).

معنی اشنان- ترجمه اشنان برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد اشنان اینجا را کلیک کنید

هم معنی اشنان

چوبک : 1 چوب کوچک 2 اشنان، چوبه
چوبه : 1 چوبدستی 2 چوبک، اشنان 3 خدنگ 4 تازیانه 5 زخمه


ترجمه اشنان


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه اشنان



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی اشنان سبز

اشنان سبز. [اُ ن ِ س َ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) غاسول . (تحفه ).

معنی اشنان سوزنده

اشنان سوزنده . [ اُ زَ دَ / دِ ] (نف مرکب ) آنکه اشنان سوزد. اشنان سوز. و رجوع به اشنان سوز شود.

معنی اشناق

اشناق . [ اِ ] (اِخ ) نام هشتمین مؤسسه ٔ کعبه بود که توان آنرا مؤسسه ٔ پرداخت دیه و غرامت نامید. این مؤسسه بدست تیره ٔ تیم اداره میشد و وظیفه ٔ آن ترتیب پرداخت دیه ها و غرامت ها بود و اگر رئیس این

معنی اشنانبرتی

اشنانبرتی . [ اَ نام ْ ب ِ ] (اِخ ) ابوطاهر اسحاق بن هبةاﷲبن حسن اشنانبرتی ضریر از ابواسحاق ابراهیم بن محمد غنوی رقی ... و دیگران روایت کرد و تا هنگام مرگ دردمشق سکونت داشت . و ابوالمواهب حسن بن هبةاﷲ

معنی اشنان

اشنان . [ اُ / اِ ] (اِ) جوالیقی گوید معرب از فارسی است . و ابوعبیده گفته است به دو لغت (لهجه ) تلفظ شود (ضم و کسر) و آنراحُرُض خوانند. همزه ٔ آن اصلی است زیرا اگر آنرا زاید بگیریم دیگر حروف اصلی بن

معنی اشنان

اشنان . [ اَ ] (ع اِ) ج ِ شَن ّ، بمعنی مشک کهنه . (از المنجد). و رجوع به شَن ّ شود.

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
Hit Counter