مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی اشاء


معنی اشاء

اشاء. [اِ ] (اِخ ) نام کوهی و وادیی است . (منتهی الارب ) .

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد اشاء اینجا را کلیک کنید

هم معنی اشاء


ترجمه اشاء


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه اشاء



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی اشاءة

اشاءة. [ اِ ءَ ] (اِخ ) نام زنی است جاهلیةاز مردم حضرموت و بدان منسوب است «بنواشاءَة» و ایشان بطنی از قبایل یمن اند. (اعلام زرکلی ج 1 ص 118).

معنی اش گاری

اش گاری . [ اِ ] (اِخ ) ریاضی دان و درام نویس اسپانیولی که بسال 1833 م . در مادرید متولد شد. از اوست گالئوتوی بزرگ . وی بسال 1916 م . درگذشت .

معنی اشاحة

اشاحة. [ اِ ح َ ] (ع مص ) گیاه شیح رویانیدن (چنانکه زمین ): اشاحت الارض . (منتهی الارب ) . || پرهیز کردن . (منتهی الارب ). پرهیزیدن . (مقدمه ٔ لغت میرسید شریف جرجانی ). حذر کردن . || جد کردن . (زوزنی

معنی اشارات

اشارات . [ اِ ] (اِخ ) نام تصنیف ابوعلی سینا در حکمت . رجوع به ابوعلی سینا شود.

معنی اشائم

اشائم . [ اَءِ ] (ع ص ، اِ) ج ِ اشأم . (المعرب جوالیقی ص 27).

معنی اشآم

اشآم . [ اِش ْ ] (ع مص ) به شام رفتن . (منتهی الارب ). به شام شدن . رجوع به اِشام شود.

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: