مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی اشاء


معنی اشاء

اشاء. [اِ ] (اِخ ) نام کوهی و وادیی است . (منتهی الارب ) .

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد اشاء اینجا را کلیک کنید

هم معنی اشاء


ترجمه اشاء


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه اشاء



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی اش الحیار

اش الحیار. [ ] (اِخ ) به روایتی نام جد اشک بن اشدبن ازران بن اشقان بن اش الحیاربن سیاوش بن کیکاوس (؟). (فارسنامه ٔ ابن البلخی ص 16).

معنی اش

اش . [ اُ ] (اِخ ) نام یک شهر چهاردروازه است در فرغانه ، گرداگرد آن سوری فراگرفته است . نظر بروایت و کتب عربی موطن بعض مشاهیر علمی بوده است .

معنی اشارات

اشارات . [ اِ ] (ع اِ) ج ِ اشارة. علامتها : و در بسط سخن و کشف اشارات آن اشباعی رود. (کلیله و دمنه ). و شرایط سخن آرایی در تضمین امثال ... و شرح رموز و اشارات تقدیم نموده آید. (کلیله و دمنه ). این سخن

معنی اشاح

اشاح . [ اِ ] (ع اِ) وشاح . (منتهی الارب ). حمائل . حمیل . (منتهی الارب ). حمیل مروارید و جز آن . آنچه در بر افکنند. (مهذب الاسماء). حمایل و زیور که زنان در گردن اندازند. حمایل مرصع بزیور که زنان در ب

معنی اشابة

اشابة.[ اُ ب َ ] (ع اِ) مردم بهم درآمیخته . (صراح ). مردم بهم آمیخته از هر جنس . (از منتهی الارب ). || مال مکسوبه ٔ مخلوط بحرام . ج ، اشائب . (منتهی الارب ).

معنی اشاءة

اشاءة. [ اِ ءَ ] (اِخ ) نام زنی است جاهلیةاز مردم حضرموت و بدان منسوب است «بنواشاءَة» و ایشان بطنی از قبایل یمن اند. (اعلام زرکلی ج 1 ص 118).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: