مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی اسیرنهری


معنی اسیرنهری

اسیرنهری . [ اَ ن َ ] (اِخ ) نامی است که ترکان به ریویر دلسکلاو داده اند. رجوع به قاموس الاعلام ترکی شود.

معنی اسیرنهری- ترجمه اسیرنهری برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد اسیرنهری اینجا را کلیک کنید

هم معنی اسیرنهری


ترجمه اسیرنهری


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه اسیرنهری



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی اسینة

اسینة. [ اَ ن َ ] (ع اِ) تاهی از تاههای زه کمان . ج ، اَسائن . || دوالی محکم بافته که در تنگ ستور و لگام و جز آن بکار برند. (منتهی الارب ).

معنی اسیرم آب

اسیرم آب . [ اَ رَ ] (اِ مرکب ) داروی چندی است که اطبا در آب جوشانند و بدن بیمار رابدان شویند و آن را بعربی نطول خوانند، و ظاهراً این لغت با لغت اسپرم آب که قبل ازین مذکور شد تصحیف خوانی شده . (برهان

معنی اسیرگیر

اسیرگیر.[ اَ ] (نف مرکب ) آنکه برده فروشی کند. (آنندراج ).

معنی اسیری

اسیری . [ اَ ] (اِخ ) ابن صحیفی . یکی از شعرای شیراز است . این بیت او راست : دلم پر است ز خون بر دلم مزن انگشت که همچو شیشه ٔ می گریه در گلو دارد. (قاموس الاعلام ترکی ) (صبح گلشن ص 24).

معنی اسیف

اسیف . [ اَ ] (ع ص ) اسیر. || پیر فانی . || خشمگین . || اندوهناک . زود اندوهگین شونده . رقیق القلب . اندوهگین . || مزدور. بنده . || آنکه گاهی فربه نشود. ج ، اُسَفاء. (ناظم الاطباء).

معنی اسین

اسین . [ ] (اِ) بیرونی در عیوب اصلی یاقوت گوید: «و منها غمامة صدفیة بیضاء متصلة به من جانب و یسمی الأسین ، فان لم یکن غائراً فیه ذهب به الحک ، و الا فلا حیلة فی الغائر.» (الجماهر بیرونی ص 38).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: