مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی اسکی کفری


معنی اسکی کفری

اسکی کفری . [ اَ ؟ ] (اِخ ) موضعی در جنوب شهرزور.

معنی اسکی کفری- ترجمه اسکی کفری برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد اسکی کفری اینجا را کلیک کنید

هم معنی اسکی کفری


ترجمه اسکی کفری


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه اسکی کفری



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی اسکی لیتزس

اسکی لیتزس . [ اِ زِ ] (اِخ ) مورخی از مردم بیزانس . وی در کاخ یکی از قیاصره سمت مدیری و ریاست داشته و ذیلی بر تاریخ تئوفان نوشته است که محتوی وقایع تاریخی سنه ٔ 811 تا سال 1081م . است . این اثر معر

معنی اسکیپیون

اسکیپیون . [ اِ یُن ْ ] (اِخ ) رجوع به سیپین شود.

معنی اسکیرل

اسکیرل . [ اِ رُ ] (اِخ ) ژان اتین دمینیک . یکی از مشاهیر اطبای فرانسه . مولد وی تولوز 1772 م . ووفات سال 1844. شغل عمده ٔ وی معالجه ٔ دیوانگان بود تا بدین وسیله بمعاملات شدیده که تا آن زمان درباره

معنی اسکیتیا

اسکیتیا. [ اِ ] (اِخ ) رجوع به اسکیثی شود.

معنی اسکی قره حصار

اسکی قره حصار. [ اَ ق َ رَ ح ِ ] (اِخ ) ایسجه قره حصار. قریه ای است در سنجاق قره حصار صاحب از ولایت خداوندگار، قریب 12 هزارگزی شمال شرقی قره حصار. این قریه بر خرابه های شهر قدیم سیناده واقع است و درحو

معنی اسکیرس

اسکیرس . [ اِ رُ ] (اِخ ) اسکورس . جزیره ای از جزایر اسپُراد. || یکی از شهرهای یونانی متعلق به آتن . (ایران باستان ص 1118).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: