مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی اسکیپیون


معنی اسکیپیون

اسکیپیون . [ اِ یُن ْ ] (اِخ ) رجوع به سیپین شود.

معنی اسکیپیون- ترجمه اسکیپیون برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد اسکیپیون اینجا را کلیک کنید

هم معنی اسکیپیون


ترجمه اسکیپیون


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه اسکیپیون



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی اسکی قلفاتلی

اسکی قلفاتلی . [ اَ ؟ ] (اِخ ) (قلفاتلی قدیم ) قریه ای است که در سنجاق بیغابرلشاب متشکل از دو نهر موسوم به «طومروق چای » و «کمرصو» بالای تلی و روی خرابه های «ایلیوم » قدیم واقع است . (از قاموس الاعلام

معنی اسکی لن

اسکی لن . [ اِ ل َ ] (اِخ ) اسکی لین . یکی از هفت تل شهر روم قدیم واقع در مشرق آن .

معنی اسکیزندگی

اسکیزندگی . [ اِ زَ دَ / دِ ] (حامص ) عمل اسکیزنده .

معنی اسکیشهر

اسکیشهر. [ اَ ش َ ] (اِخ ) قصبه و مرکز قضائیست در سنجاق کوتاهیه از ولایت خداوندگار، قریب 55 هزارگزی شمال غربی کوتاهیه و 115 هزارگزی جنوب شرقی بروسه . در ساحل راست نهر پورسق صور از توابع شط سکاریه در 3

معنی اسکیثی

اسکیثی . [ اِ ] (اِخ ) قومی باستانی که یونانیان به نواحیی که از شمال شرقی اروپاتا شمال آسیا ممتد بود و در ازمنه ٔ قدیمه مسکن نژادهای مختلف بود، داده اند. رجوع به اسکیث و سکا شود.

معنی اسکیزنده

اسکیزنده . [ اِ زَ دَ / دِ ] (نف ) نعت فاعلی از اسکیزیدن . سکیزنده . آلیزنده . جفته افکن .

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: