مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی اسکیث


معنی اسکیث

اسکیث . [ اِ ] (اِخ ) قومی باستانی که داریوش در کتیبه ٔ بیستون آنرا بنام سکه یاد می کند و سه قبیله ٔ آنرا نام می برد. (فرهنگ ایران باستان تألیف پورداود ص 242). و رجوع به سکا و سکه شود.

معنی اسکیث- ترجمه اسکیث برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد اسکیث اینجا را کلیک کنید

هم معنی اسکیث


ترجمه اسکیث


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه اسکیث



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی اسکیز

اسکیز. [ اِ ] (اِمص ) برجستن و آلیز و جفته انداختن ستور باشد. (برهان ). رجوع به اسکیزه و اسکیزیدن شود.

معنی اسکیتیا

اسکیتیا. [ اِ ] (اِخ ) رجوع به اسکیثی شود.

معنی اسکیجه

اسکیجه . [ ] (اِخ ) اسکجه . اقسانتی . قصبه ٔ مرکز قضائی است در سنجاق کوملجنه از ولایت ادرنه ، در 48 هزارگزی مغرب کوملجنه و در مسافت 22 هزارگزی ساحل دریا و خود در ساحل نهری موسوم بهمین نام است و جهت شم

معنی اسکیزیدن

اسکیزیدن . [ اِ دَ ] (مص ) سکیزیدن . آلیزیدن . جفته انداختن .

معنی اسکیرل

اسکیرل . [ اِ رُ ] (اِخ ) ژان اتین دمینیک . یکی از مشاهیر اطبای فرانسه . مولد وی تولوز 1772 م . ووفات سال 1844. شغل عمده ٔ وی معالجه ٔ دیوانگان بود تا بدین وسیله بمعاملات شدیده که تا آن زمان درباره

معنی اسکیپیون

اسکیپیون . [ اِ یُن ْ ] (اِخ ) رجوع به سیپین شود.

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: