مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی اسکیت


معنی اسکیت

اسکیت . [ اِ ] (اِخ ) رجوع باسکیث شود.

معنی اسکیت- ترجمه اسکیت برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد اسکیت اینجا را کلیک کنید

هم معنی اسکیت


ترجمه اسکیت

اسکیت کردن: roller skate
اسکیت: skate
اسکیت بازی کردن: skate
اسکیت باز: skater
اسکیتینک: skating


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه اسکیت



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی اسکیزیدن

اسکیزیدن . [ اِ دَ ] (مص ) سکیزیدن . آلیزیدن . جفته انداختن .

معنی اسکی قلفاتلی

اسکی قلفاتلی . [ اَ ؟ ] (اِخ ) (قلفاتلی قدیم ) قریه ای است که در سنجاق بیغابرلشاب متشکل از دو نهر موسوم به «طومروق چای » و «کمرصو» بالای تلی و روی خرابه های «ایلیوم » قدیم واقع است . (از قاموس الاعلام

معنی اسکیرل

اسکیرل . [ اِ رُ ] (اِخ ) ژان اتین دمینیک . یکی از مشاهیر اطبای فرانسه . مولد وی تولوز 1772 م . ووفات سال 1844. شغل عمده ٔ وی معالجه ٔ دیوانگان بود تا بدین وسیله بمعاملات شدیده که تا آن زمان درباره

معنی اسکیا

اسکیا. [ اِ ] (اِخ ) یکی از جزائر هبرید در جهت شمال غربی اسکاتلند در 56 درجه و 57 دقیقه و 38 ثانیه ٔ عرض شمالی و 8 درجه و 13 دقیقه و 9 ثانیه ٔ طول غربی . طول آن به 65هزار و عرض به 35 هزار گزبالغ می

معنی اسکی محله

اسکی محله . [ اَ م َ ح َل ْ ل ِ ] (اِخ ) دهی از دهستان هزارپی بخش مرکزی شهرستان آمل ، واقع در 3000 گزی شمال باختری آمل و 1500 گزی خاوری جادّه ٔ آمل به محمودآباد. دشت . معتدل . مرطوب . مالاریایی . سکنه

معنی اسکیرس

اسکیرس . [ اِ رُ ] (اِخ ) هانری آلفونس . ادیب فرانسوی ، مصنف کتابهایی راجعبه انگلستان ، مولد وی پاریس 1814 م . و وفات 1876.

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: