مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی اسکیاتس


معنی اسکیاتس

اسکیاتس . [اِ ت ُ ] (اِخ ) یکی از جزائر اسپراده در شمال کشور یونان . مساحت سطح آن 55 هزار گز مربع و مرکز آن قریه ای موسوم بهمین اسم است .

معنی اسکیاتس- ترجمه اسکیاتس برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد اسکیاتس اینجا را کلیک کنید

هم معنی اسکیاتس


ترجمه اسکیاتس


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه اسکیاتس



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی اسکیزه

اسکیزه . [ اِ زَ / زِ ] (اِمص ) آلیز کردن و جفته انداختن ستور. (جهانگیری ). برجستن و لگد انداختن . برجستن ستور را گویند. (انجمن آرا). برجستن و آلیز انداختن ستور. (برهان ). شلنگ و برجستن و دولتی (؟) اس

معنی اسکیزندگی

اسکیزندگی . [ اِ زَ دَ / دِ ] (حامص ) عمل اسکیزنده .

معنی اسکیرس

اسکیرس . [ اِ رُ ] (اِخ ) هانری آلفونس . ادیب فرانسوی ، مصنف کتابهایی راجعبه انگلستان ، مولد وی پاریس 1814 م . و وفات 1876.

معنی اسکیزیدن

اسکیزیدن . [ اِ دَ ] (مص ) سکیزیدن . آلیزیدن . جفته انداختن .

معنی اسکیزنده

اسکیزنده . [ اِ زَ دَ / دِ ] (نف ) نعت فاعلی از اسکیزیدن . سکیزنده . آلیزنده . جفته افکن .

معنی اسکیث

اسکیث . [ اِ ] (اِخ ) قومی باستانی که داریوش در کتیبه ٔ بیستون آنرا بنام سک