مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی اسکون


معنی اسکون

اسکون . [ اَ ] (اِخ ) موضعی در آذربایجان . (نزهةالقلوب مقاله ٔ ثالثه چ لیدن ص 79).

معنی اسکون- ترجمه اسکون برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد اسکون اینجا را کلیک کنید

هم معنی اسکون


ترجمه اسکون


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه اسکون



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی اسکی

اسکی . [ اَ ] (اِخ ) یکی از طوایف ساکن آمل . (سفرنامه ٔ مازندران و استراباد رابینو ص 36).

معنی اسکی

اسکی . [ اَ ] (ترکی ، ص ) قدیم . || کهنه . مندرس : آن پسر پاره دوز شب همه شب تا بروز بانگ کند چون خروز اسکی بابوش کیمده وار. مولوی .

معنی اسکی استانبول

اسکی استانبول . [ اَ اِ تام ْ ] (اِخ ) (استانبول کهنه ) قریه ٔ کوچکی است واقع در ساحل دریا، در جنوب شرقی جزیره ٔبوزجه در قضای آیواجق سنجاق بیغا، در نزدیکی آن خرابه ٔ شهر قدیمی «الکساندریا تروآس » دیده

معنی اسکولوپاندر

اسکولوپاندر. [ اِ ک ُ ل ُ ] (فرانسوی ، اِ) رجوع به اسقولوفندریون شود.

معنی اسکی زاغره

اسکی زاغره . [ اَ رَ ] (اِخ ) (بزبان بلغاری : شلسنیک ) شهر و مرکز قضائی است در ایالت روم ایلی شرقی در 80 هزارگزی شمال شرقی فلبه در محلی که 400 گز ارتفاع دارد و در کنار جلگه ٔ بسیار دلکشی واقع است . ار

معنی اسکولاپ

اسکولاپ . [اِ ] (اِخ ) رجوع به اسقلبیوس و ایران باستان ص 1301، 1826، 1905، 1906 شود.

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: