مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی اسکون


معنی اسکون

اسکون . [ اَ ] (اِخ ) موضعی در آذربایجان . (نزهةالقلوب مقاله ٔ ثالثه چ لیدن ص 79).

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد اسکون اینجا را کلیک کنید

هم معنی اسکون


ترجمه اسکون


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه اسکون



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی اسکونه

اسکونه . [ ] (اِخ ) کوهی است : وز آنجا بکوهی نهادند روی جزیری که اسکونه بد نام اوی . (گرشاسب نامه ).

معنی اسکی قره حصار

اسکی قره حصار. [ اَ ق َ رَ ح ِ ] (اِخ ) ایسجه قره حصار. قریه ای است در سنجاق قره حصار صاحب از ولایت خداوندگار، قریب 12 هزارگزی شمال شرقی قره حصار. این قریه بر خرابه های شهر قدیم سیناده واقع است و درحو

معنی اسکولیثا

اسکولیثا. [ ] (اِ) نام خطی از خطوط سریانی و آنرا شکل مدور نیز نامند و نظیر او در اسلام خط وراقین است . (ابن الندیم ).

معنی اسکولاپ

اسکولاپ . [اِ ] (اِخ ) رجوع به اسقلبیوس و ایران باستان ص 1301، 1826، 1905، 1906 شود.

معنی اسکی جمعه

اسکی جمعه . [ اَ ج ُ ع َ ] (اِخ ) (جمعه ٔ عتیق ) قصبه ایست مرکز دائره ای از دوائر بیستگانه ٔ بلغارستان در 30 هزارگزی مغرب شمنی ، و در 37 هزارگزی جنوب هزار گراد در حدود روم ایلی شرقی یعنی قریب به 40 هز

معنی اسکی قریم

اسکی قریم . [ اَ ق َ ] (اِخ ) (کریمه ٔ قدیم ) قصبه ٔ کوچکی است در قضای فئودوسیا از شبه جزیره ٔ کریمه در 23 هزارگزی مغرب شهر فئودوسیا. در ازمنه ٔ گذشته شهری بزرگ و مقرّ خانان نوغای بوده است . (از قاموس

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: