مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی اسکومحله


معنی اسکومحله

اسکومحله . [ اُ م َ ح َل ْ ل َ ] (اِخ ) دهی از دهستان بالاخیابان بخش مرکزی شهرستان آمل ، واقع در 14000 گزی جنوب باختری آمل . دشت ، معتدل ، مرطوب و مالاریایی . سکنه 915 تن شیعی . مازندرانی و فارسی زبان . آب آن از آلش رود. محصول آنجا برنج ، مختصر غلات ، لبنیات . شغل اهالی زراعت و گله داری . صنایع دستی زنان شال و چادرشب بافی . راه آن مالرو است . تابستان به ییلاق خوشواش و هلیچال میروند. (فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3). و رجوع بسفرنامه ٔ مازندران و استراباد رابینو بخش انگلیسی ص 113 شود.

معنی اسکومحله- ترجمه اسکومحله برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد اسکومحله اینجا را کلیک کنید

هم معنی اسکومحله


ترجمه اسکومحله


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه اسکومحله



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی اسکی قره حصار

اسکی قره حصار. [ اَ ق َ رَ ح ِ ] (اِخ ) ایسجه قره حصار. قریه ای است در سنجاق قره حصار صاحب از ولایت خداوندگار، قریب 12 هزارگزی شمال شرقی قره حصار. این قریه بر خرابه های شهر قدیم سیناده واقع است و درحو

معنی اسکولوپاندر

اسکولوپاندر. [ اِ ک ُ ل ُ ] (فرانسوی ، اِ) رجوع به اسقولوفندریون شود.

معنی اسکی حصار

اسکی حصار. [ اَ ح ِ ] (اِخ ) قصبه ٔ کوچکی است در سنجاق منتشاء از ولایت آیدین در 30 هزارگزی شمال غربی موغله و در ساحل یکی از انهار فرعی شط مندرس . این شهرک بر روی ویرانه های شهر قدیم موسوم باستراتونیکی

معنی اسکولک

اسکولک . [ اُ ل َ ] (اِخ ) نام محلی کنار راه قزوین و رشت ، میان تاریک رود و سفیدکتله در 301500 گزی طهران .

معنی اسکی بابا

اسکی بابا. [ اَ ] (اِخ ) بابااسکی (بابای عتیق ). قصبه ٔ مرکز قضائی است در سنجاق قرق کلیسا از ولایت ادرنه ، در 30 هزارگزی جنوب قرق کلیسا و قریب 50 هزارگزی جنوب شرقی ادرنه ، در ساحل راست ، یعنی در کنار

معنی اسکی

اسکی . [ اَ ] (اِخ ) یکی از طوایف ساکن آمل . (سفرنامه ٔ مازندران و استراباد رابینو ص 36).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: