مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی اسکوشی


معنی اسکوشی

اسکوشی . [ اِ ] (اِخ ) ماتیو دُ. وقایعنگار فرانسوی . مولد وی کِسْنوا ل ُ کُنت در حدود 1420م . و متوفی در حدود 1483. او راست : کرنیک که تاریخی است نفیس شامل وقایع 1444 تا 1464.

معنی اسکوشی- ترجمه اسکوشی برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد اسکوشی اینجا را کلیک کنید

هم معنی اسکوشی


ترجمه اسکوشی


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه اسکوشی



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی اسکوتیا

اسکوتیا. [ اِ ک ُ ] (اِخ ) رجوع به اسکاتلند شود.

معنی اسکی

اسکی . [ اَ ] (ترکی ، ص ) قدیم . || کهنه . مندرس : آن پسر پاره دوز شب همه شب تا بروز بانگ کند چون خروز اسکی بابوش کیمده وار. مولوی .

معنی اسکی

اسکی . [ اِ ] (فرانسوی ، اِ) آلت چوبین برای سریدن روی برف . پاچله .

معنی اسکولوپاندر

اسکولوپاندر. [ اِ ک ُ ل ُ ] (فرانسوی ، اِ) رجوع به اسقولوفندریون شود.

معنی اسکون

اسکون . [ اَ ] (اِخ ) موضعی در آذربایجان . (نزهةالقلوب مقاله ٔ ثالثه چ لیدن ص 79).

معنی اسکوریال

اسکوریال .[ اِ ] (اِخ ) (کتابخانه ٔ...) کتابخانه ایست مشهور درقصبه ٔ اسکوریال (اسپانیا). شکیب ارسلان گوید: در تاریخ الاستقصا تألیف ناصری سلاوی ج 3 (ص 128) آمده است : منویل گوید: «دزدان دریایی اسپانیو

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: