مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی اسکلاو


معنی اسکلاو

اسکلاو. [اِ ] (اِخ ) (دریاچه ٔ...)دریاچه ایست در کانادا که شط ماکِنزی بدان میریزد.

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد اسکلاو اینجا را کلیک کنید

هم معنی اسکلاو


ترجمه اسکلاو


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه اسکلاو



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی اسکلکند

اسکلکند. [ اِ ک َ ک َ ] (اِخ ) شهری بطخارستان . (دمشقی ). شهرکی بطخارستان بلخ ، کثیرالخیر و دارای روستاها و بدانجا منبری است ، و گاه همزه ٔ آن بیندازند. (معجم البلدان ) (انساب سمعانی ).

معنی اسکلب

اسکلب . [ ] (اِخ ) (قضای ...) قضائی است در جهت جنوب غربی سنجاق قسطمونی و غیر از مرکز، 128 قریه داردو سکنه ٔ آن مسلمانانند. در داخل قضا 128 مسجد آدینه و مسجد، 6 مدرسه ، 5 کتابخانه ، 5 تکیه ، 5 زیارتگاه

معنی اسکلاو

اسکلاو. [ اِ ] (اِخ ) (کُت دِ...) قسمت ساحلی افریقا، شامل ناحیت واقعه بین بِنَن (بِنین ) و کُت دُر (ساحل طلا) و امروز بین توگو، داهومه و لاگُس انگلیس تقسیم شده است .

معنی اسکلاونی

اسکلاونی . [ اِ وُ ] (اِخ ) اسکلاونیا. اسلاونیا . رجوع به کرواسی شود.

معنی اسکفه

اسکفه . [ اُ ک ُف ْ ف َ ] (ع اِ) آستانه . اسکفةالباب ؛ آستانه ٔ در. (منتهی الارب ). آستانه ٔ زیرین . (مهذب الاسماء). چوب پائین آستانه که مردم بدان پا نهند، و چوب بالا را ساکف گویند.

معنی اسکفشاذ

اسکفشاذ. [ اِ ک َ ] (اِخ ) نام جد شیخ کبیر ابوعبداﷲ محمدبن خفیف بن اسکفشاد الضبی الشیرازی . از مشاهیر متصوفه . محمد قزوینی در حاشیه ٔ شدّالازار آورده : چنین است در نسخه ٔ «ب » (نسخه ٔ کتابخانه ٔ موزه

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: