مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی اسورة


معنی اسورة

اسورة. [ اَوِ رَ ] (ع اِ) ج ِ سِوار. (ترجمان القرآن جرجانی ) (دهار). ج ِ سِوار، بمعنی یاره و دست برنجن . (منتهی الارب ). || ج ِ اُسوار. یاره ها. (منتهی الارب ).

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد اسورة اینجا را کلیک کنید

هم معنی اسورة


ترجمه اسورة


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه اسورة



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی اسور

اسور. [ ] (اِخ ) نام یکی از پسران سام ، و او را دو پسر بود یکی را نام فارس بود و دیگری را اهواز. (مجمل التواریخ و القصص ص 146 و 149). و البته از اساطیر است و بر اساسی نیست .

معنی اسورر

اسورر. [ اِ وِرْ رِ ] (اِخ ) یکی از سلاطین نروژ. وی از سال 1185 م . تا 1202 حکمرانی داشت . آنگاه که خاندان او را قتل عام میکردند وی کودک بود، ناگزیر او را پنهان کردند و پرورش دادند و پس از نشو و نما ب

معنی اسورا

اسورا. [ اَ ] (اِخ ) در وِدای برهمنان اسورا (اسوره ) آمده و آن معادل اهورا (اهوره ) است در اوستا بمعنی مولی و سرور. در نزد هندوان اسورا غالباً از خدایان بزرگ بشمار رفته و در ودا عنوان و لقب وارونه

معنی اسوس

اسوس . [ اَ وَ ] (ع ص ) ستور که در سرین آن بیماری سوس باشد. (منتهی الارب ). || (ن تف ) نعت تفضیلی از سائس ، سائس تر : اما امةالفرس فاهل الشرف الباذخ و العز الشامخ و اوسطالامم داراً و اشرفهااقلیماً و ا

معنی اسوف

اسوف . [ اَ ] (ع ص ) سریعالحزن . آنکه زود اندوهگین شود. رقیق القلب . (منتهی الارب ). || غمگین . (مهذب الاسماء).

معنی اسورة

اسورة. [ اَ وَ رَ ] (اِخ ) رجوع به اسودة (ده ) شود.

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: