مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی اسماً


معنی اسماً

اسماً. [ اِ مَن ْ ] (ع ق ) از لحاظ اسم . از جهت نام .

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد اسماً اینجا را کلیک کنید

هم معنی اسماً

رسماً: رسمی، عرفاً، علناً، قانوناً و اسماً
عملاً: بالفعل، درعمل و اسماً


ترجمه اسماً


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه اسماً



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی اسم منقوص

اسم منقوص . [ اِ م ِ م َ ](ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) رجوع به اسماء منقوصه شود.

معنی اسماء

اسماء. [ اَ ] (اِخ ) بنت احمدبن جعفربن موسی الصلیحی . رجوع بحرّه ٔ صلیحیة و اعلام زرکلی ج 1 ص 101 شود.

معنی اسماء

اسماء. [ اَ ] (اِخ ) بنت رُفَید.از او روایت شده : دخلنا علی النبی صلی اﷲعلیه وسلم ، فاتی بطعام فعرض علینا فقلنا لانشتهیه ، فقال «لاتجمعن کذباً و جوعاً». (عیون الاخبار ابن قتیبة جزء 9 ص 231).

معنی اسم مفعول

اسم مفعول . [اِ م ِ م َ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) در نزد نحویان اسمی است که از مصدر مشتق شود برای آنچه فعل بر آن واقع شود. و مقصود از وقوع فعل بر آن ، تعلق فعل بدان باشد اگرچه بواسطه ٔ حرف جر باشد. (

معنی اسماء

اسماء. [ اَ ] (اِخ ) بنت رقاعة. یکی از زنان که رسول (ص ) او را نکاح کرد و پیش از آنکه برسول رسد نماند. (تاریخ گزیده چ براون ج 1 ص 161).

معنی اسم معنی

اسم معنی . [ اِ م ِ م َ نا ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) اسم چون قائم بغیر و وجود آن به دیگری بسته باشد، آنرا اسم معنی گویند: رنجش ، دانش ، سپیدی ، سیاهی ، انسانیت . و آن مقابل اسم ذات است . رجوع به اسم

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: