مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی اسلاوکو


معنی اسلاوکو

اسلاوکو. [ اِ ک ُوْ ] (اِخ ) اسلافکف . رجوع به استرلیتز (شهر) شود.

معنی اسلاوکو- ترجمه اسلاوکو برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد اسلاوکو اینجا را کلیک کنید

هم معنی اسلاوکو


ترجمه اسلاوکو


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه اسلاوکو



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی اسلحه فروش

اسلحه فروش . [ اَ ل ِ ح َ / ح ِ ف ُ ] (نف مرکب ) فروشنده ٔ سلاحها. که آلات جنگ فروشد.

معنی اسلاونی

اسلاونی . [ اِ وُ ] (اِخ ) اِسلاوُنیا. کرواسی اسلاونی . بخشی از هنگری (مجارستان ) قدیم ، که سکنه ٔ آن از نژاد اسلاو بود. دولتی اسلاونی از نیمه ٔ قرن دهم م . تا نیمه ٔ قرن یازدهم در اروپا وجود داشت

معنی اسلاؤس

اسلاؤس . [ ] (اِخ ) قفطی در تاریخ الحکماء در پاسخ سقراط به سیماس آرد: و ان کنا نعدم اصحاباً و رفقاء اشرافاً محمودین فاضلین فانا ایضاً اذ کنا معتقدین متیقنین بالاقاویل التی لم تزل تسمع منا نصیر الی اخ

معنی اسلت

اسلت . [ اَ ل َ ] (اِخ ) نام پدر ابوقیس شاعر. (منتهی الارب ).

معنی اسلحه

اسلحه . [ اَ ل ِ ح َ / ح ِ ] (از ع ، اِ) ج ِ سلاح .(منتهی الارب ). آلات جنگ باشد مثل تیغ و تیر و نیزه وغیره . (غیاث ) : درِ خزاین بگشاد و نفایس ذخائر و رغائب اموال و اسلحه بر جمهور لشکر تفرقه کرد. (تر

معنی اسلاو

اسلاو. [ اِ ] (اِخ ) شعبه ٔ بزرگی است مشتمل بر اقوام و طوایف بسیار از اقوام هندو اروپایی که در قطعه ٔ اروپا اقامت گزیده اند و در قسمت شرقی آن یعنی در روسیه و نیز در قسم اعظم شبه جزیره ٔ بالکان و جها

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
Hit Counter