مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی اسف خوردن


معنی اسف خوردن

اسف خوردن . [ اَ س َ خوَرْ / خُرْ دَ ] (مص مرکب ) افسوس خوردن . دریغ خوردن .

معنی اسف خوردن- ترجمه اسف خوردن برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد اسف خوردن اینجا را کلیک کنید

هم معنی اسف خوردن

تاسف خوردن : دریغ‌خوردن، افسوس خوردن، متاسف بودن، دست‌خوش اندوه شدن، غم خوردن، غمین شدن، مغموم گشتن


ترجمه اسف خوردن

اسف خوردن: regret


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه اسف خوردن

سخن مثل آمریكایی: تاسف خوردن، جبران قرض را نمی كند.


مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی اسغرنه

اسغرنه . [ اُ غ ُ ن َ / ن ِ ] (اِ) خارپشت . (مؤید الفضلاء). اسغر است که خارپشت تیرانداز باشد. (برهان ). رجوع به اسغر شود.

معنی اسفار

اسفار. [ اَ ] (اِخ ) ابن شیرویه . یکی از سران دیالمه . بعلت ستمکاری و بدکرداری ماکان وی را از خویش دور کرد. آنگاه وی به بکربن محمد انتساب یافته مأمور فتح جرجان شدو زدوخوردهای بسیار با ماکان کرد و در

معنی اسف

اسف . [ اَ س َ ](ع مص ) اندوهگین گردیدن بر. اندهگن شدن . (زوزنی ). || دریغ خوردن . تأسف . بر گذشته حسرت آوردن . || خشم گرفتن . (زوزنی ). خشم گرفتن بر.

معنی اسفابور

اسفابور. [ اَ ] (اِخ ) نام شهری است که انوشیروان بناکرده و از جمله ٔ هفت شهر مدائن است . (برهان ). گویند از مداین سبعه و از ابنیه ٔ انوشیروان بوده است و طاق کسری در آنجا بر پا شده که هنوز شکسته ٔ آن ب

معنی اسفاح

اسفاح .[ اِ ] (ع مص ) بی گرو و خطر و مراهنه اسب تاختن . یقال : اجروا اسفاحاً؛ ای لغیر خطر. (از منتهی الارب ).

معنی اسفاء

اسفاء. [ اِ ] (ع مص ) نقل کردن خاک : اسفی فلان . || بردن باد خاک را. || افکندن گیاه بهمی خار را. || استر شتابرو را گرفتن و اختیار کردن . (منتهی الارب ). || برانگیختن بر سبکساری و خفت : اسفی به فلاناً.

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: