مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی اسفار توریة


معنی اسفار توریة

اسفار توریة. [ اَ رِ ت َ رات ] (اِخ ) رجوع به اسفار خمسه شود.

معنی اسفار توریة- ترجمه اسفار توریة برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد اسفار توریة اینجا را کلیک کنید

هم معنی اسفار توریة


ترجمه اسفار توریة


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه اسفار توریة



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی اسفاک

اسفاک . [ ] (اِخ ) موضعی در نواحی شمالی طبس .

معنی اسفار

اسفار. [ اَ ] (اِخ ) ابن کردویه . در ترجمه ٔ تاریخ یمینی (ص 99 ، 100) آمده : تاش مدت سه سال به جرجان بماند و همگی خاطر او بخدمت نوح بن منصور ملتفت بود... ابوسعید شبیب را بفخرالدوله فرستاد و بر معاودت

معنی اسفار

اسفار. [ اَ ] (اِخ ) ابن شیرویه . یکی از سران دیالمه . بعلت ستمکاری و بدکرداری ماکان وی را از خویش دور کرد. آنگاه وی به بکربن محمد انتساب یافته مأمور فتح جرجان شدو زدوخوردهای بسیار با ماکان کرد و در

معنی اسفاکتری

اسفاکتری . [ اِ ت ِ ] (اِخ ) جزیره ای در دریای ایونی ، برابر پیلُس . کلِئُن در آنجا سپاه کوچکی از اسپارت را بسال 425 ق . م . محبوس ساخت .

معنی اسفاکس

اسفاکس . [ اِ ] (اِخ ) بندری در تونس ، در کنار خلیج قابس ، دارای 40000 سکنه . فرانسویان بسال 1881م . آنجا را بمباران کردند. و رجوع به اسفاقس شود.

معنی اسفالت

اسفالت . [ اَ] (فرانسوی ، اِ) (از یونانی ِ اَسفالْتُس ، خاک قیردار) آسفالت . مخلوطی از قیر و ماسه ٔ درشت یا شن ریز که پس از پختن جهت پوشش جاده و خیابانها بکار رود.

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: