مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی اسحاق


معنی اسحاق

اسحاق . [ اِ ] (اِخ ) ابن الرشید. وی فرزند هارون الرشید خلیفه ٔ عباسی بود و مادر او خبث نام داشت . (عقد الفرید چ محمد سعید العریان ج 5 ص 396).

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد اسحاق اینجا را کلیک کنید

هم معنی اسحاق


ترجمه اسحاق


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه اسحاق



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی اسحاق

اسحاق . [ اِ ] (اِخ ) ابن سلیمان . محدث است و ابن قتیبه از او روایت کند. (عیون الاخبار ج 2 ص 246 و 306). و رجوع به الحلل السندسیة ج 1 ص 355 و المصاحف سجستانی چ بریل ص 172 و 175 و 180 شود.

معنی اسحاق

اسحاق . [ اِ ] (اِخ ) ابن سُوید. ابن قتیبة از او روایت آرد. (عیون الاخبار چ مصر ج 1 ص 328 و ج 2 ص 357).

معنی اسحاق

اسحاق . [اِ ] (اِخ ) ابن سیار مکنی به ابوالنضر. محدث است .

معنی اسحاق

اسحاق . [ اِ ] (اِخ )ابن الزیات . رجوع به اسحاق بن حسن القرطبی ... شود.

معنی اسحاق

اسحاق . [ اِ ] (اِخ ) ابن داود. شیخ طوسی در باب ثواب زیارت حضرت حسین (ع ) از کتاب تهذیب آرد: علی بن معلی از وی روایت دارد، و او از ابوعبداﷲ روایت کند. (تنقیح المقال ج 1 ص 114).

معنی اسحاق

اسحاق . [ اِ ] (اِخ ) ابن سعید القُرَشی . از اولاد سعیدبن العاص . ابن قتیبه گوید: زیدبن اخزم بنقل از ابوداود بنقل از اسحاق بن سعید القرشی بنقل از پدر خویش از ابن عباس از رسول (ص ) آرد که فرمود: «اعرفو

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: