مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی اسحاق


معنی اسحاق

اسحاق . [ اِ ] (اِخ ) ابن خُلَیْد. شیخ طوسی در رجال خود وی را از اصحاب صادق (ع ) شمرده است . (تنقیح المقال ج 1 ص 114).

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد اسحاق اینجا را کلیک کنید

هم معنی اسحاق


ترجمه اسحاق


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه اسحاق



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی اسحاق

اسحاق . [ اِ ] (اِخ ) ابن سعید. یکی از اخترشناسان و از اعراب اندلس یهودی المذهب و سرحلقه ٔ هیأت منجمینی میباشد که بنام آلفونس عاشر پادشاه قسطیله و لیون «ازیاج آلفونسیه » را بوجود آورده اند. و او در م

معنی اسحاق

اسحاق . [ اِ ] (اِخ ) ابن راهویه . رجوع به اسحاق بن ابراهیم بن مخلد... و ابن راهویه شود.

معنی اسحاق

اسحاق . [ اِ ] (اِخ )ابن الزیات . رجوع به اسحاق بن حسن القرطبی ... شود.

معنی اسحاق

اسحاق . [ اِ ] (اِخ ) ابن حماد. وی پدر اسماعیل بن اسحاق قاضی مالکی است .

معنی اسحاق

اسحاق . [ اِ ] (اِخ ) ابن سلمه ٔ فارسی کاتب . و از کتب اوست : کتاب فضل العجم علی العرب . و رسائلی نیز داشته است . (ابن الندیم ).

معنی اسحاق

اسحاق . [ اِ ] (اِخ ) ابن خلف شاعر. یکی از رؤسای متکلمین زنادقة (مانویة) بوده که تظاهر بمسلمانی می کرده است . (ابن الندیم ). مرزبانی در الموشح در عنوان «اسحاق بن خلف البصری » آرد: انکر علی اسحاق قوله

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
<