مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی اسحاق


معنی اسحاق

اسحاق . [ اِ ] (اِخ ) ابن سلیمان هاشمی . رجوع به اسحاق بن سلیمان بن علی ... شود.

معنی اسحاق- ترجمه اسحاق برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد اسحاق اینجا را کلیک کنید

هم معنی اسحاق


ترجمه اسحاق


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه اسحاق



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی اسحاق

اسحاق . [ اِ ] (اِخ ) ابن الصباح . نام پدر یعقوب بن اسحاق الکندی است . (عیون الانباء ج 1 ص 206).

معنی اسحاق

اسحاق . [ اِ ] (اِخ ) ابن شاهین .محدث است . رجوع بالمصاحف چ بریل ص 173 و 188 شود.

معنی اسحاق

اسحاق . [ اِ ] (اِخ ) ابن سلیمان . محدث است و ابن قتیبه از او روایت کند. (عیون الاخبار ج 2 ص 246 و 306). و رجوع به الحلل السندسیة ج 1 ص 355 و المصاحف سجستانی چ بریل ص 172 و 175 و 180 شود.

معنی اسحاق

اسحاق . [اِ ] (اِخ ) ابن سیار مکنی به ابوالنضر. محدث است .

معنی اسحاق

اسحاق . [ اِ ] (اِخ ) ابن سلمه ٔ فارسی کاتب . و از کتب اوست : کتاب فضل العجم علی العرب . و رسائلی نیز داشته است . (ابن الندیم ).

معنی اسحاق

اسحاق . [ اِ ] (اِخ ) ابن سلیمان بن علی بن عبداﷲبن عباسی هاشمی . یکی از منسوبین خاندان بنی عباس . وی در عهد هارون الرشید بسال 177 هَ . ق . والی مصر بود ولی چون با مردم سؤرفتار داشت و مالیات گزاف می ط

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
Hit Counter