مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی استعبار


معنی استعبار

استعبار. [ اِ ت ِ ] (ع مص ) اشک فروآوردن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ). گریستن . اشک باریدن . جاری گردیدن اشک . (منتهی الارب ). || اندوهناک شدن . (منتهی الارب ). || خواب گزاردن بر کسی تا او تعبیر کند. خواب گزاردن بر کسی جهت تعبیر کردن وی . (منتهی الارب ). خواب با کسی گفتن تا بگزارد. (تاج المصادر بیهقی ).

معنی استعبار- ترجمه استعبار برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد استعبار اینجا را کلیک کنید

هم معنی استعبار


ترجمه استعبار


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه استعبار



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی استعزاز

استعزاز. [ اِ ت ِ ] (ع مص ) سخت گشتن بیماری . سخت گردیدن بیماری بر کسی . || چیره شدن بر عقل کسی . || بر جای خود ماندن و سخت گردیدن : استعز الرمل . || غلبه کردن بحق کسی : استعزّ فلان بحقی . || استعز اﷲ

معنی استعاضه

استعاضه . [ اِ ت ِ ض َ ] (ع مص ) عوض جستن . عوض خواستن . (منتهی الارب ) (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ). بدَل خواستن .

معنی استعارة

استعارة. [ اِ ت ِ رَ ] (ع مص ) استعارت . بعاریت خواستن چیزی را. (منتهی الارب ). عاریت خواستن . (تاج المصادر بیهقی ). || تنها شدن . انفراد. یقال : استعور؛ اذا انفرد. (منتهی الارب ). || دست بدست گردانید

معنی استعداء

استعداء. [ اِ ت ِ ] (ع مص ) یاری خواستن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ). یاری خواستن از کسی بر امری . یقال : استعدیت الامر علی فلان فاعدانی . (منتهی الارب ). || دوانیدن اسب . (تاج المصادر بیهقی ).

معنی استعارة التخییلی...

استعارة التخییلیة. [ اِ ت ِرَ تُت ْ ت َخ ْ لی ی َ ] (ع اِ مرکب ) (الَ ...) ان یستعمل مصدرالفعل فی معنی غیر ذلک المصدر علی سبیل التشبیه ثم یتبع فعله فی النسبة الی غیر. نحو کشف (؟) فان مصدره هو الکشف فا

معنی استعداد

استعداد. [ اِ ت ِ ] (ع مص ) آماده شدن . آماده گشتن . (منتهی الارب ). آمادگی کردن . مهیا شدن . تهیؤ. آمادگی . (غیاث ): از استعداد و عزیمت معاودت حرب اعلامی کرده بودند. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 339). ||

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: