مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی ازگند


معنی ازگند

ازگند. [ اُ گ َ ] (اِخ ) رجوع به اوزگند شود.

معنی ازگند- ترجمه ازگند برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد ازگند اینجا را کلیک کنید

هم معنی ازگند


ترجمه ازگند


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه ازگند



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی ازلام

ازلام . [ اَ ] (ع اِ) ج ِ زَلَم و زلَمة و زُلَم . تیرهای قمار بی پر که در جاهلیت بدان بازی میکرده اند: یا ایها الذین آمنوا انما الخمر و المیسر و الانصاب و الازلام رجس من عمل الشیطان ، فاجتنبوه لعلکم

معنی ازگیل

ازگیل . [ اَ ] (اِ) درختچه ای که در همه ٔ جنگلهای شمالی حتی ارسباران وگلی داغ و گردنه ٔ چناران میروید. حدّ سفلای آن سواحل آستارا و حد علیا، کتول در ارتفاع 2000 گزی . (گااوبا). ازگِل . نلکه . زعرور.

معنی ازلئمام

ازلئمام . [ اِ ل ِءْ ] (ع مص ) رجوع به ازلیمام شود.

معنی ازگل

ازگل . [ اُ گ ُ ] (اِخ ) یکی از قرای شمیران واقع در مشرق درّه ٔ دارآباد.

معنی ازلاع

ازلاع . [ اِ ] (ع مص ) در طمع چیزی انداختن کسی را که بگیرد آنرا. (منتهی الارب ). در طمع چیزی انداختن تا آنرا بگیرد: ازلعه ؛ اطمعه فی شی ٔ یأخذه . (قطر المحیط).

معنی ازکی

ازکی . [ اِ ] (اِخ ) نام قریه ای بعمان ازارقه را، و در آن آبهای بسیار و باغهاست .

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: