مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی ازقر


معنی ازقر

ازقر. [ ] (اِخ ) قضائی است در سنجاق فزان از ولایت طرابلس غرب ، و در جهت غربی لوا واقع شده ، سکنه آن از اقوام بربریه موسوم به توارق اند و زبانی مخصوص دارند و بعربی نیز تکلم کنند. اراضی آن خشک و ریگزار است و فقط در بعض وادیها درختان سرو و زیتون دیده میشود. (قاموس الاعلام ترکی ).

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد ازقر اینجا را کلیک کنید

هم معنی ازقر


ترجمه ازقر


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه ازقر



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی ازکن

ازکن . [ اَ ک َ ] (ع ن تف ) زیرکتر. (منتهی الارب ). - امثال : ازکن من ایاس .

معنی ازکایرون

ازکایرون . [ ] (اِخ ) یکی از توابع بادغیس خراسان قدیم . (نزهة القلوب جزء 3 ص 153). ازکرسا. رجوع به انکرسا شود.

معنی ازقیالیغ

ازقیالیغ. [ ] (اِخ ) پسر چوچی . (جامع التواریخ رشیدی ج 3 ص 15). و بلوشه مصحح آن کتاب گوید اصلاح کلمه میسر نشد. (تعلیقات فرانسه ٔ همان کتاب ص 24).

معنی ازقة

ازقة. [ اَ زِق ْ ق َ ] (ع اِ) ج ِ زُقاق .

معنی ازکوداری

ازکوداری . [ اَ ] (اِ مرکب ) (از کجا داری ) ریشه ٔ کلمه ٔ اسکداری . الأسکدار لفظة فارسیة و تفسیره ((از کو داری ))؛ ای من این تمسک و هو مدرج یکتب فیه عدد الخرائط و الکتب الواردة و النافذة و اسامی اربا

معنی ازق

ازق . [ اَ زَ ] (ع اِ) تنگی . (منتهی الارب ). ضیق .

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
<