مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی ازقة


معنی ازقة

ازقة. [ اَ زِق ْ ق َ ] (ع اِ) ج ِ زُقاق .

معنی ازقة- ترجمه ازقة برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد ازقة اینجا را کلیک کنید

هم معنی ازقة


ترجمه ازقة


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه ازقة

سخن امام علی (ع): هنگامی كه مؤمن، برادرش را به غضب آورد، در حقیقت از او مفازقت كرده است.
سخن امام علی (ع): هنگامی كه مؤمن، برادرش را به غضب آورد، در حقیقت از او مفازقت كرده است.


مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی ازکان

ازکان . [ اِ ] (ع مص ) دانستن چیزی را و دریافتن . (از منتهی الارب ). شناسیدن . (زوزنی ). || آگاه گردانیدن . (منتهی الارب ). بیاگاهانیدن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ). || گمان بردن یا گمان قوی بردن .

معنی ازقان

ازقان . [ اِ ] (ع مص ) یاری دادن کسی را بر برداشتن بار. (منتهی الارب ). مدد کردن کسی را در چیزی برداشتن .

معنی ازقر

ازقر. [ ] (اِخ ) قضائی است در سنجاق فزان از ولایت طرابلس غرب ، و در جهت غربی لوا واقع شده ، سکنه آن از اقوام بربریه موسوم به توارق اند و زبانی مخصوص دارند و بعربی نیز تکلم کنند. اراضی آن خشک و ریگزار

معنی ازکند

ازکند. [ اُ ک َ ] (اِخ ) رجوع به اوزکند و فهرست نزهة القلوب جزء 3 (ازکند) شود. ازگند.

معنی ازکوداری

ازکوداری . [ اَ ] (اِ مرکب ) (از کجا داری ) ریشه ٔ کلمه ٔ اسکداری . الأسکدار لفظة فارسیة و تفسیره ((از کو داری ))؛ ای من این تمسک و هو مدرج یکتب فیه عدد الخرائط و الکتب الواردة و النافذة و اسامی اربا

معنی ازکی

ازکی . [ اِ ] (اِخ ) نام قریه ای بعمان ازارقه را، و در آن آبهای بسیار و باغهاست .

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: