مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی ازج


معنی ازج

ازج . [ اَ زَ ](ع اِ) سَغ، و آن نوعی از بناء طولانی و دراز است . ج ، آزُج ، آزاج ، اِزَجَة.

معنی ازج- ترجمه ازج برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد ازج اینجا را کلیک کنید

هم معنی ازج

سرانداز : اسم 1 چادر، شمد، معجر، مقصوره، مقنعه، واشام 2 ازجان‌گذشته، بی‌باک
سرطانی : صفت 1 سرطان‌زا 2 مبتلابه سرطان 3 مربوط به سرطان 4 ازجنس سرطان
سیم‌جیم کردن : 1 استنطاق کردن، بازجویی کردن، بازخواست کردن 2 پرس‌وجو کردن
سین‌جیم : بازپرسی، بازجویی، تحقیق، استنطاق، بازخواست
پرسش: استخبار، استطلاع، استعلام، استفسار، استفهام، اقتراح، بازجویی، بازخواست، سوال، سراغ، مواخذه و پاسخ، جواب


ترجمه ازج

ازجا دررفته: berserk
ازجادررفته: berserker
ازجا در بردن: exasperate
تحت بازجویی قرار دادن: interrogate
بازجویی: interrogation


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه ازج



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی ازجاج

ازجاج . [ اِ ] (ع مص ) آهن در بن نیزه کردن .زُج ّ در نیزه کردن . آهن را در بن نیزه درآوردن . (ازمنتهی الارب ). زج کردن نیزه . (تاج المصادر بیهقی ).

معنی ازجم

ازجم . [ اَ ج َ ] (ع ص ) بعیر ازجم ؛ شتر نر که بانگ نکند، یا آنکه آواز را بلند نکند. (منتهی الارب ).

معنی ازجی

ازجی . [ اَ جا ] (ع ن تف ) نعت تفضیلی از زَجو. نافذتر. رساتر: هو ازجی به منه ؛ او نافذتر و رساتر است بدو از وی .

معنی ازبیرار

ازبیرار. [ اِ ] (ع مص ) رجوع به ازبئرار شود.

معنی ازجاهی

ازجاهی . [ اَ ] (ص نسبی ) منسوب به ازجاه . (سمعانی ).

معنی ازجر

ازجر. [ اَ ج َ ] (ع ص ) بعیر ازجر؛ شتر که در مهره های پشت او شکستگی باشد از بیماری یا از پشت ریش . (منتهی الارب ). و هو الذی فی فقاره (ای فقار ظهره ) انخزال من داء او دبر. (تاج العروس ).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: