مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی ازج


معنی ازج

ازج . [ اَ زَ ] (اِخ ) (باب الَ ...) محله ای بزرگ در بغداد، دارای بازارهای بسیار و محال کبیره ، در جانب شرقی و در آن عده ای محله هاست که هر یک از آنها چون شهری ، و نسبت بدان ازجی و گروهی از اهل علم و غیره بدان منسوبند. (معجم البلدان ). بستانی گوید بساسیری آنجا را به سال 450 هَ . ق . غارت کرد و شرف الدین علی بن طراد الزینبی وزیر بسال 538 بدانجا مدفون شد و ثقةالدوله ابوالحسن علی بن محمد الدوینی القزوینی مدرسه ای در ایام المقتفی لامراﷲ عباسی بدانجا بناکرد. (از ضمیمه ٔ معجم البلدان ). و گویند در ازج چهار هزار آسیا بوده است . (انساب ، ذیل کلمه ٔ ازجی ).

معنی ازج- ترجمه ازج برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد ازج اینجا را کلیک کنید

هم معنی ازج

سرانداز : اسم 1 چادر، شمد، معجر، مقصوره، مقنعه، واشام 2 ازجان‌گذشته، بی‌باک
سرطانی : صفت 1 سرطان‌زا 2 مبتلابه سرطان 3 مربوط به سرطان 4 ازجنس سرطان
سیم‌جیم کردن : 1 استنطاق کردن، بازجویی کردن، بازخواست کردن 2 پرس‌وجو کردن
سین‌جیم : بازپرسی، بازجویی، تحقیق، استنطاق، بازخواست
پرسش: استخبار، استطلاع، استعلام، استفسار، استفهام، اقتراح، بازجویی، بازخواست، سوال، سراغ، مواخذه و پاسخ، جواب


ترجمه ازج

ازجا دررفته: berserk
ازجادررفته: berserker
ازجا در بردن: exasperate
تحت بازجویی قرار دادن: interrogate
بازجویی: interrogation


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه ازج



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی ازجم

ازجم . [ اَ ج َ ] (ع ص ) بعیر ازجم ؛ شتر نر که بانگ نکند، یا آنکه آواز را بلند نکند. (منتهی الارب ).

معنی ازتات

ازتات . [ اَ زُ ](فرانسوی ، اِ) (اصطلاح شیمی ) ملحی که از ترکیب اسید ازتیک حاصل شود، مانند ازتات نقره که از ترکیب اسید ازتیک و نقره پدید آید.

معنی ازج

ازج . [ اَ زِ ] (ع ص ) متبختر. تبخترکننده .

معنی ازجاه

ازجاه . [ اَ ] (اِخ ) قریه ای است از قرای خابران از نواحی سرخس . و یاقوت گوید گروهی از متأخرین بدان منسوبند. (معجم البلدان ) (مرآت البلدان ).

معنی ازجاهی

ازجاهی . [ اَ ] (ص نسبی ) منسوب به ازجاه . (سمعانی ).

معنی ازجال

ازجال . [ اَ ] (ع اِ) ج ِ زَجَل . حراره ها. تصنیف ها. قول ها.

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
Hit Counter