مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی ارمیناقن


معنی ارمیناقن

ارمیناقن . [ اَ ؟ ] (معرب ، اِ) بیونانی مشمش است .(تحفه ٔ حکیم مؤمن ) (فهرست مخزن الادویه ). زردالو.

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد ارمیناقن اینجا را کلیک کنید

هم معنی ارمیناقن


ترجمه ارمیناقن


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه ارمیناقن



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی ارمیم

ارمیم . [ اِ ] (اِخ ) موضعی است . (معجم البلدان ).

معنی ارمیس

ارمیس . [ اَ ] (اِ) خاری است که از برگهای وی آنچه نرم باشد در ادویه استعمال کنند. (مؤید الفضلاء).

معنی ارمینس

ارمینس . [ ] (اِخ ) معلم طب جالینوس . (عیون الانباء ج 1 ص 36 و 82).

معنی ارمینین

ارمینین . [ اُ ] (از یونانی ، اِ) (از یونانی هُرْمینُن ) نوعی از نبات ، از خانواده ٔ لبدیسان (نعناعیان ) از تیره ٔ منارده ، شامل اقسام بسیاری که در اروپای مرکزی میروید. سَلْبی . سَلْوی . مریم گُ

معنی ارمینوس

ارمینوس . [ ] (اِخ ) پادشاه روم ، به سال 332هَ . ق . (مروج الذهب ). || ابن ابی اصیبعه ارمینوس را در زمره ٔ ملوک و ابناء ملوکی که نزد ارسطو تلمذ کرده اند، یاد کند. (عیون الانباء ج 1 ص 57).

معنی ارمیه

ارمیه . [ اَ ] (اِخ ) آرمیرو . قصبه ای است در جهت جنوب شرقی تسالیا ومغرب خلیج غلوس بمسافت یک ساعته راه از ساحل دریا. هوای لطیف و آبهای فراوان و خوش دارد. در زمان عثمانیان این قصبه مرکز قضا بود و قری

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: