مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی اردل


معنی اردل

اردل . [ اُ دَ ] (اِخ ) اُردال . رجوع بطایفه ٔ شیبانی شود.

معنی اردل- ترجمه اردل برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد اردل اینجا را کلیک کنید

هم معنی اردل

طلایی : 1 زری، زرین، زرین‌فام، زرینه، زریون و سیمین 2 به رنگ طلا 3 پررونق، باشکوه 4 بسیاردلنشین
هوشیار: آگاه، بافراست، باهوش، باهوش، باهوش، بخرد، بیدار، بیداردل، تندذهن، تیزطبع، تیزهوش، خردمند، دوراندیش، زیرک، عاقل، فهیم، متفطن، متنبه، ناخفته، نبیه، هوشمند و غافل
بیداردل : 1 آگاه، متوجه، واقف و ناآگاه 2 بیدارمغز، دل‌آگاه 3 روشن‌ضمیر 4 هشیار، متنبه و غافل


ترجمه اردل

اردلان: Ardalan


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه اردل



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی اردلان

اردلان . [اَ دَ ] (اِخ ) (مرکب از: ارددرستی و راستی و پارسائی + لان مزید مؤخر) اسم طایفه ای از ایلات کرد ایران که در سنندج مسکن دارند. اهالی آن از دیگر طوایف بحسن خلق و جلادت امتیاز دارند. || ناحیت

معنی اردم

اردم . [ اَ دَ ] (اِ) نام سوره های بزرگ است از کتاب زند و پازند. (برهان قاطع) (آنندراج ) : دانم که چو اندیشه کنی خوب شناسی پازند ز بسم اﷲ و الحمد ز اردم . سیف اسفرنگ .

معنی اردک خاتون

اردک خاتون . [ ] (اِخ ) مادر اولجایتو سلطان . رجوع بحبط ج 2 ص 45 شود.

معنی اردک

اردک . [ اَ دَ ] (اِخ ) (تلفظ ترکی ارتاکی ) قصبه ٔ سنجاق قره سی از ولایت خداوندگار است در یک فرسنگی غربی خرابه های شهر قدیمی کیزیگ . مردم آنجا بعضی مسلمان باشند و پاره ای مذهب مسیحی دارند و آن دارای

معنی اردم

اردم . [ اَ دَ ] (اِ) کار و هنر خوب . (برهان قاطع) (آنندراج ). هنر و پیشه . صناعت . || آذریون . (تحفه ٔ حکیم مؤمن ) (اختیارات بدیعی ). و آن نوعی است از اقحوان . (برهان قاطع) (آنندراج ). گل آذرگون . (

معنی اردن

اردن . [ اَ دَ ] (ع ِا) نوعی از ابریشم یا خز سرخ . (منتهی الارب ).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: