مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی ارحاف


معنی ارحاف

ارحاف . [اِ ] (ع مص ) تیز کردن ، چنانکه کارد و مانند آنرا.

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد ارحاف اینجا را کلیک کنید

هم معنی ارحاف


ترجمه ارحاف


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه ارحاف



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی ارچینی

ارچینی .[ اَ ] (اِخ ) کوهی است از توابع صفاهان . (برهان ).

معنی ارحب

ارحب . [ اَ ح َ ] (اِخ ) مخلافی است به یمن که بنام قبیله ای بزرگ از هَمدان نامیده شده . (معجم البلدان ). رجوع به ارحب . (فقره ٔ فوق ) شود. || گفته اند ارحب شهریست بر ساحل دریا، بین آن و بین ظَفار نزدی

معنی ارحم

ارحم . [ اَ ح َ ] (اِخ ) ابن ابی الارحم المخزومی . وی از جمله ٔ سباق اسلام است و بعقیده ٔ حمداﷲ مستوفی هشتادوپنج سال عمر داشت و بسال 55 هَ . ق . درگذشت و در بقیع مدفون شد. رجوع به حبط ج 2 ص 239 شود.

معنی ارحبی

ارحبی . [ اَ ح َ ] (ص نسبی ) منسوب به ارحب ، بطنی از همدان . مشهور بدین نسبت ابوحذیفة سلمةبن صهیب الارحبی از تابعین است و حذیفةبن الیمان از او روایت داردو از وی خیثمةبن عبدالرحمن روایت کند. حدیث او در

معنی ارحب

ارحب . [ اَ ح ِ ] (ع فعل امر) اَرْحِب ْ و اَرْحِبی ، بصیغه ٔ امر دو کلمه است که بدان اسب و شتر را زجر کنند، یعنی گشاده شو و دور بمان . (منتهی الارب ).

معنی ارحاء

ارحاء. [ اَ ] (اِخ ) دهی است به واسط. (منتهی الارب ). قریه ای است قرب واسط عراق . (معجم البلدان ).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
<