مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی ارتاخه


معنی ارتاخه

ارتاخه . [ اَ خ ِ ] (اِخ ) پسر آرتِه . وی با بوبارِس پسر مِگاباس بفرمان خشیارشا برای جنگ با یونانیان مأمور حفر کانالی در حوالی کوه آتُس گردید. (ایران باستان ص 714).

معنی ارتاخه- ترجمه ارتاخه برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد ارتاخه اینجا را کلیک کنید

هم معنی ارتاخه


ترجمه ارتاخه


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه ارتاخه



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی ارتافرن

ارتافرن . [ اَ ف ِ ](اِخ ) برادر صلبی داریوش بزرگ که از طرف وی والی ایالت لیدیه گردید و مقر اوسارد بود. (ایران باستان ص 625، 639، 640، 644، 645، 651، 652، 655، 656، 668، 681، 694، 705، 1625).

معنی ارتابان

ارتابان . [ اَ ] (اِخ ) اَرْدَوان . پسر هیستاسپ (ویشتاسپ ) و برادر داریوش . (ایران باستان ص 593 و 708). و رجوع به اردوان شود.

معنی ارتاکی

ارتاکی . [ اَ ] (اِخ ) ناحیه ایست در آسیای صغیر که در قدیم آنرا ارتاسی و اکنون اردک نامند و آن در ساحل غربی شبه جزیره ٔ کیزیکة در بحر مرمرا بمسافت 70 میلی جنوب غربی استانبول واقع است و در آن آثار سد ق

معنی ارتاق

ارتاق . [ اُ] (مغولی ، ص ، اِ) در لهجه ٔ محاوره ٔ مردم خوارزم بمعنی تاجر است . (آنندراج ). اورتاق : از جماعتی که میگویند ما ارتاق میشویم و بالش میگیریم تا سوددهیم . (جهانگشای جوینی ). و آنچ بتازگی ارت

معنی ارتاح

ارتاح . [ اَ ] (اِخ ) نام حصنی است منیع و عاصمه ای از اعمال حلب و بدان منسوبست حسین بن عبداﷲ الأرتاحی و ابوعبداﷲ محمدبن احمدبن حامدبن مفرّج بن غیاث الارتاحی . (از معجم البلدان ). و صاحب قاموس الاعلام

معنی ارتاک زرکسس

ارتاک زرکسس . [ اَ زِ س ِ ] (اِخ ) تلفظ یونانی اَرتخشثره یا اردشیر.

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: