مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی ارتات


معنی ارتات

ارتات . [ اِ ] (ع مص ) کندزبان کردن . کندزبان گردانیدن . (منتهی الارب ). گرفته سخن گردانیدن . (تاج المصادر بیهقی ).

معنی ارتات- ترجمه ارتات برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد ارتات اینجا را کلیک کنید

هم معنی ارتات


ترجمه ارتات


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه ارتات



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی ارتاع

ارتاع . [ اِ ] (ع مص ) چرانیدن . (تاج المصادر بیهقی ). بچرانیدن . چرانیدن شتران خود را. || رویانیدن باران علف چریدنی را. (منتهی الارب ).

معنی ارتاج

ارتاج . [ اِ ] (ع مص ) ارتاج باب ؛ بند کردن در را.در ببستن . ببستن . بستن در را. در را بستن . (تاج المصادر بیهقی ). || ارتاج دجاجه ؛ پر شدن شکم مرغ از تخم . پر شدن شکم ماکیان از بیضه . پربیضه شدن شکم

معنی ارتاب

ارتاب . [ اِ ] (ع مص ) سؤال کردن بعد بی نیازی . || ریخته و سوده شدن . (منتهی الارب ).

معنی ارتاقی

ارتاقی . [ اُ ] (حامص ) بازرگانی . تجارت با سرمایه ٔ دیگران . مضاربة : مردی مسن ّ... بحضرت او آمد و دویست بالش زر التماس کردبه ارتاقی . (جهانگشای جوینی ). و شریف و وضیع بحمایت ارتاقی تمسک جسته و از بس

معنی ارتافرن

ارتافرن . [ اَ ف ِ ] (اِخ ) یکی از فرزندان مهرداد ششم پادشاه پُنت . (ایران باستان ص 2148 و 2149).

معنی ارتا

ارتا. [ اَ ] (اِخ ) شهریست واقع در شمال غربی جزیره ٔ میورقه . سکنه ٔ آن قریب 8000 تن و شغل ایشان نسج کتان و دباغت و صید ماهی و داد و ستد میوه است و در آن غاریست دارای سردابهای غریب . (ضمیمه ٔ معجم الب

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: