مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی ارتئاد


معنی ارتئاد

ارتئاد. [ اِت ِ ] (ع مص ) شادمانی نمودن از نعمت . (منتهی الارب ). || لرزیدن تن از فربهی و نازکی . (زوزنی ).

معنی ارتئاد- ترجمه ارتئاد برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد ارتئاد اینجا را کلیک کنید

هم معنی ارتئاد


ترجمه ارتئاد


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه ارتئاد



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی ارتآب

ارتآب . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) پیوند کردن شکاف را.

معنی ارتاباز

ارتاباز. [ اَ ] (اِخ ) نام چند تن از ایرانیان عهد قدیم . رجوع به ارته باذ شود.

معنی ارت خشثر

ارت خشثر. [ اَ ت َ ش َ رَ ] (اِخ ) نام اردشیر در کتیبه های هخامنشی . رجوع به ایران باستان ص 991 و 1550 و اردشیر و ارتخشثتا و ارتخششتا شود.

معنی ارتا

ارتا. [ اَ ] (هزوارش ، اِ) بلغت زندو پازند بوم و زمین را گویند. (برهان قاطع). ارض .

معنی ارتاپارت

ارتاپارت . [ اَ ] (اِخ ) باوفاترین مستحفظ کوروش کوچک هخامنشی برادر اردشیر دوم . (ایران باستان ص 1010).

معنی ارتئاس

ارتئاس . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) مهتر گردیدن . رئیس شدن . || مشغول کردن کسی را.

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: