مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی ادریسی


معنی ادریسی

ادریسی . [ اِ ] (اِخ ) الحسنی ، ادریس بن عبداﷲ الودفیری الأدریسی الحسنی . او راست : التوضیح والبیان فی قراءة (یا: مقراء) نافع المدنی ابن عبدالرحمن و این کتاب به فاس بطبع رسیده است .

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد ادریسی اینجا را کلیک کنید

هم معنی ادریسی


ترجمه ادریسی


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه ادریسی



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی ادریسیه

ادریسیه . [ اِ سی ی َ ] (اِخ ) (مذهب ...) نزدیک بمذاهب قرمطی و باطنی است که در سوس الاقصی شایع بوده است . (الحلل السندسیة جزء اول ص 273).

معنی ادساف

ادساف . [ اِ ] (ع مص ) کشخانی و قلتبانی کردن .

معنی ادریس بک

ادریس بک . [ اِ ب َ ] (اِخ ) راغب بن اسماعیل پاشا. راغب ناظر وزارت داخله و رئیس مجلس نظار و یکی از وجهای ملت مصر و افاضل آن مملکت بود. مولد او بقاهره است . چون بزاد برآمد و علائم ذکاء در او پدید شد پد

معنی ادریس

ادریس . [ اِ ] (اِخ ) الموفق . دهمین از امرای بنی حمّود در مالقه (444 - 445 هَ . ق .).

معنی ادسام

ادسام . [ اِ ] (ع مص )ادسام قاروره ؛ بستن سر شیشه . سربند بستن شیشه را.

معنی ادریسی

ادریسی . [ اِ ] (اِخ ) ابوعبداﷲ محمدبن محمد. یکی از مشاهیر علمای اسلام ، از نسل حکام اندلس که به اَدارِسه مشهور بودند. وی بنام شریف ادریسی مشتهر است . مولد او در 493 هَ . ق . بسته بود و در قرطبه ب

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
<