مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی اختطاب


معنی اختطاب

اختطاب . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) خواستگاری کردن زن را. خطبه کردن . (تاج المصادر بیهقی ). || خواندن کسی را درتزویج یکی از زنان قبیله ٔ خود. || مردی را بر زن خواستن داشتن . (زوزنی ). بر خواستن زن داشتن .(تاج المصادر بیهقی ). || خطبه پذیرفتن .

معنی اختطاب- ترجمه اختطاب برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد اختطاب اینجا را کلیک کنید

هم معنی اختطاب


ترجمه اختطاب


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه اختطاب



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی اختلاس

اختلاس . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) ربودن . (تاج المصادر بیهقی ). مخالسه . تخلس . (زوزنی ). || زود ربودن . سلب کردن . || مؤلف آنندراج آرد: فی الاصطلاح ، ادا کردن است معانی مدح (را) در غزل و یا برعکس . مثال ا

معنی اختطاف

اختطاف . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) خَطف . ربودن . (منتهی الارب ). ربودن همچو برق . (غیاث اللغات ). || اختطاف حمی کسی را؛ دور شدن تب از او. || استراق سمعکردن شیطان . || اِمتلاس . خیره کردن چشم .

معنی اختفاق

اختفاق . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) اختفاق سراب ؛ جنبیدن گوراب و طپیدن آن . (منتهی الارب ).

معنی اختفاء

اختفاء. [ اِ ت ِ ] (ع مص ) نهان گردیدن . پوشیده گردیدن . پنهان شدن . استتار. تواری : عبدالملک از غصه ٔ آن حیلت و محنت این علت بی سامان شد و جز گریختن و دست در دامن اختفا آویختن چاره ندانست . (ترجمه ٔ

معنی اختضام

اختضام . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) بریدن . قطع کردن . || بریدن راه برفتن . || قطع کردن شمشیر چیزی را از حدت : السیف یختضم جفنه ؛ شمشیر می برد و میخورد نیام خود را از جهت تیزی و حدتی که دارد.

معنی اختصاصی

اختصاصی . [ اِ ت ِ ] (ص نسبی ) خصوصی . (زوزنی ). مخصوص .

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: