مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی اختصاص دادن


معنی اختصاص دادن

اختصاص دادن . [ اِ ت ِ دَ ] (مص مرکب ) چیزی را بکسی مخصوص کردن و شریک نکردن دیگری را در آن .

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد اختصاص دادن اینجا را کلیک کنید

هم معنی اختصاص دادن

مختص کردن : اختصاص دادن، ویژه گردانیدن
تخصیص : 1 اختصاص، خاص، خصوصیت، مختص 2 اختصاص دادن 3 خاص کردن، مختص کردن، ویژه گردانیدن و تعمیم
حصر کردن : منحصر کردن، انحصاری کردن، اختصاص دادن، مختص‌گردانیدن


ترجمه اختصاص دادن

اختصاص دادن: allocate


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه اختصاص دادن



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی اختضار

اختضار. [ اِ ت ِ ] (ع مص ) بریده گردیدن . || اختضار حمل ؛ برداشتن آن . || اختضار جاریه ؛ زائل کردن دوشیزگی او. || اختضار کلأ؛بریدن گیاه سبز را. نبات بسبزی فرا درودن . (تاج المصادر). نبات بسبزی فادرود

معنی اختطاب

اختطاب . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) خواستگاری کردن زن را. خطبه کردن . (تاج المصادر بیهقی ). || خواندن کسی را درتزویج یکی از زنان قبیله ٔ خود. || مردی را بر زن خواستن داشتن . (زوزنی ). بر خواستن زن داشتن .(تاج

معنی اختصام

اختصام . [اِ ت ِ ] (ع مص ) با یکدیگر خصومت کردن . (تاج المصادربیهقی ) (زوزنی ). تخاصم . دشمنی کردن . || پیکار کردن . جدل کردن با کسی . || شمشیر نیام را خوردن از تیزی . (تاج المصادر بیهقی ). اختضام .

معنی اختطاف

اختطاف . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) خَطف . ربودن . (منتهی الارب ). ربودن همچو برق . (غیاث اللغات ). || اختطاف حمی کسی را؛ دور شدن تب از او. || استراق سمعکردن شیطان . || اِمتلاس . خیره کردن چشم .

معنی اختصاص داشتن

اختصاص داشتن . [ اِ ت ِ ت َ ] (مص مرکب ) مختص بودن . مخصوص بودن و شریک نداشتن . اقتصار کردن .

معنی اختضاع

اختضاع . [ اِ ت ِ ] (ع مص )فروتنی کردن . خضوع . (زوزنی ). اختشاع . || گذشتن بشتاب . || خوابانیدن فحل ناقه را.

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
<