مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی اختصاص دادن


معنی اختصاص دادن

اختصاص دادن . [ اِ ت ِ دَ ] (مص مرکب ) چیزی را بکسی مخصوص کردن و شریک نکردن دیگری را در آن .

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد اختصاص دادن اینجا را کلیک کنید

هم معنی اختصاص دادن

مختص کردن : اختصاص دادن، ویژه گردانیدن
تخصیص : 1 اختصاص، خاص، خصوصیت، مختص 2 اختصاص دادن 3 خاص کردن، مختص کردن، ویژه گردانیدن و تعمیم
حصر کردن : منحصر کردن، انحصاری کردن، اختصاص دادن، مختص‌گردانیدن


ترجمه اختصاص دادن

اختصاص دادن: allocate


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه اختصاص دادن



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی اختصاص

اختصاص . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) خاص کردن به . تخصیص . خاص گردانیدن بچیزی . ویژه کردن به . انفراد. اغتزاز : و اختصه بالطرایق الرضیة. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 299). || خاص گردیدن . یگانه و خاص شدن . || وابسته

معنی اختصاء

اختصاء. [ اِ ت ِ ] (ع مص ) خویشتن را خصی کردن . (زوزنی ) (تاج المصادر بیهقی ). خصی کردن خود را. خایه کشیدن .

معنی اختصار

اختصار. [ اِ ت ِ ] (ع مص ) کوتاه کردن سخن را. (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ). سخن کوتاهترین گرفتن . (زوزنی ). تلخیص . ایجاز. || اختصار سجده ؛ خواندن سوره ٔ سجده را و گذاشتن آیه ٔ سجده را تا سجود واجب ن

معنی اختصاصات شرعیه

اختصاصات شرعیه . [ اِ ت ِ ت ِ ش َ عی ی َ / ی ِ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) نزد علماء اصول عبارت است از اغراض مترتبه ٔ بر پیمانها و فسخها، مانند ملک رقبه در بیع، و ملک منفعة در اجاره ، و جدائی در طلاق ،

معنی اختطاب

اختطاب . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) خواستگاری کردن زن را. خطبه کردن . (تاج المصادر بیهقی ). || خواندن کسی را درتزویج یکی از زنان قبیله ٔ خود. || مردی را بر زن خواستن داشتن . (زوزنی ). بر خواستن زن داشتن .(تاج

معنی اختضام

اختضام . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) بریدن . قطع کردن . || بریدن راه برفتن . || قطع کردن شمشیر چیزی را از حدت : السیف یختضم جفنه ؛ شمشیر می برد و میخورد نیام خود را از جهت تیزی و حدتی که دارد.

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: