مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی احمد


معنی احمد

احمد. [ اَ م َ ] (اِخ ) قطب الدین . برادر صدر جهان خواجه صدرالدین احمد خالدی زنجانی ، قاضی القضاة و متولی موقوفات بزمان ارغون خان . رجوع بحبط ج 2 ص 46 شود.

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد احمد اینجا را کلیک کنید

هم معنی احمد


ترجمه احمد

فاروق احمدخان لغاریر: Farugh Ahmed Khan Lagharir
احمدعلی: Ahmad Ali
احمدرضا: Ahmad Reza
احمد: Ahmed
احمد چلابی: Ahmed Chalabi


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه احمد


جمعه شرط است و جماعت در نماز *** امر معروف و ز منکر احتراز
رنج بد خویان کشیدن زیر صبر *** منفعت دادن به خلقان همچو ابر
خیر ناس ان ینفع الناس اى پدر *** گر نه سنگى چه حریفى با مدر
در میان امت مرحوم باش *** سنت احمد مهل محکوم باش‏
گفت عقل هر که را نبود رسوخ *** پیش عاقل او چو سنگ است و کلوخ‏
چون حمار است آن که نانش امنیت است *** صحبت او عین رهبانیت است‏
ز انکه غیر حق همه گردد رفات *** کل آت بعد حین فهو آت‏
حکم او هم حکم قبله‏ى او بود *** مرده‏اش خوان چون که مرده جو بود
هر که با این قوم باشد راهب است *** که کلوخ و سنگ او را صاحب است‏
خود کلوخ و سنگ کس را ره نزد *** زین کلوخان صد هزار آفت رسد


مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی احمد

احمد. [ اَ م َ ] (اِخ ) کاتب مشهور بابن ندیم . رجوع به ابن الندیم و روضات الجنات ص 54 شود.

معنی احمد

احمد. [ اَ م َ ] (اِخ ) کاتب اصفهانی . رجوع به احمدبن سعدابوالحسین ... و روضات الجنات ص 58 شود.

معنی احمد

احمد. [ اَ م َ ] (اِخ ) قطیعی . رجوع به احمدبن جعفربن حمدان ... شود.

معنی احمد

احمد. [ اَ م َ ] (اِخ ) کاشی پدر ابونصر معین الدین وزیر. رجوع به ابونصربن احمد الکاشی ... شود.

معنی احمد

احمد. [ اَ م َ ] (اِخ ) کافی . فریدالدین احمدبن محمد ایزدیار. او دیوان انشاء سلطان غیاث الدین بن سام داشته و مداح او بوده است . و در نظم و نثر استاد بوده و در تذکره ها بعض اشعار او آمده است .

معنی احمد

احمد. [ اَ م َ ] (اِخ ) قطب الدوله . رجوع به قطب الدوله ابونصر احمد اول بن علی و آل افراسیاب شود.

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: