مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی احمد


معنی احمد

احمد. [ اَ م َ ] (اِخ ) قطیعی . رجوع به احمدبن جعفربن حمدان ... شود.

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد احمد اینجا را کلیک کنید

هم معنی احمد


ترجمه احمد

فاروق احمدخان لغاریر: Farugh Ahmed Khan Lagharir
احمدعلی: Ahmad Ali
احمدرضا: Ahmad Reza
احمد: Ahmed
احمد چلابی: Ahmed Chalabi


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه احمد


ما نگون و سنگسار آییم از او *** ما کساد و بى‏عیار آییم از او
آن خیالاتى که دیدندى ز ما *** وقت فترت گاه گاه اهل هوا
گم شود چون بارگاه او رسید *** آب آمد مر تیمم را درید
دور شو اى پیر فتنه کم فروز *** هین ز رشک احمدى ما را مسوز
دور شو بهر خدا اى پیر تو *** تا نسوزى ز آتش تقدیر تو
این چه دم اژدها افشردن است *** هیچ دانى چه خبر آوردن است‏
زین خبر جوشد دل دریا و کان *** زین خبر لرزان شود هفت آسمان‏
چون شنید از سنگها پیر این سخن *** پس عصا انداخت آن پیر کهن‏
پس ز لرزه و خوف و بیم آن ندا *** پیر دندانها بهم بر مى‏زدى‏
آن چنانک اندر زمستان مرد عور *** او همى‏لرزید و مى‏گفت اى ثبور


مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی احمد

احمد. [ اَ م َ ] (اِخ ) قطری . رجوع به قطری شود.

معنی احمد

احمد. [ اَ م َ ] (اِخ ) قیسی . رجوع به ابن حجه ابوجعفر و رجوع به احمدبن محمدبن محمد... و روضات الجنات ص 87 شود.

معنی احمد

احمد. [ اَ م َ ] (اِخ ) کاشی پدر ابونصر معین الدین وزیر. رجوع به ابونصربن احمد الکاشی ... شود.

معنی احمد

احمد. [ اَ م َ ] (اِخ ) کافی . فریدالدین احمدبن محمد ایزدیار. او دیوان انشاء سلطان غیاث الدین بن سام داشته و مداح او بوده است . و در نظم و نثر استاد بوده و در تذکره ها بعض اشعار او آمده است .

معنی احمد

احمد. [ اَ م َ ] (اِخ ) کسروی (سید...). از فضلای معاصر مقتول بروز دوشنبه ٔ بیستم اسفند 1324 هَ . ش . او راست : لهجه ٔ آذری . شهریاران گمنام در سه مجلد. نام شهرها و دیه های ایران در 2 جلد. تاریخ 18 سال

معنی احمد

احمد. [ اَ م َ ] (اِخ ) قزوینی . او راست : رساله ای در شرح جلال دوانی بر تهذیب المنطق و آنرا بدمشق در 953 هَ . ق . نوشته است .

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: