مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی احمد


معنی احمد

احمد. [ اَ م َ ] (اِخ ) ابن محمد اشمونی حنفی نحوی . او راست لامیه ای موسوم به التحفةالادبیة فی علم العربیة. وفات وی 809 هَ .ق . بود.

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد احمد اینجا را کلیک کنید

هم معنی احمد


ترجمه احمد

فاروق احمدخان لغاریر: Farugh Ahmed Khan Lagharir
احمدعلی: Ahmad Ali
احمدرضا: Ahmad Reza
احمد: Ahmed
احمد چلابی: Ahmed Chalabi


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه احمد


چون که بر گردى و سر گشته شوى *** خانه را گردنده بینى و آن توى‏
در بیان آن که جنبیدن هر کسى از آن جا که وى است هر کس را از چنبره‏ى وجود خود بیند، تابه‏ى کبود آفتاب را کبود نماید و سرخ سرخ نماید چون تابه از رنگها بیرون آید سپید شود از همه تابه‏هاى دیگر او راست‏گوتر باشد و امام باشد ***
دید احمد را ابو جهل و بگفت *** زشت نقشى کز بنى هاشم شگفت‏
گفت احمد مر و را که راستى *** راست گفتى گر چه کار افزاستى‏
دید صدیقش بگفت اى آفتاب *** نى ز شرقى نى ز غربى خوش بتاب‏
گفت احمد راست گفتى اى عزیز *** اى رهیده تو ز دنیاى نه چیز
حاضران گفتند اى صدر الورى *** راست گو گفتى دو ضد گو را چرا
گفت من آیینه‏ام مصقول دست *** ترک و هندو در من آن بیند که هست‏
اى زن ار طماع مى‏بینى مرا *** زین تحرى زنانه برتر آ
این طمع را ماند و رحمت بود *** کو طمع آن جا که آن نعمت بود


مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی احمد

احمد. [ اَ م َ ] (اِخ ) ابن محمد اسکندرانی . رجوع به ابن عطأاﷲ تاج الدین ابوالفضل احمدبن محمد اسکندری شود. و نیز تهذیب مدوّنه ٔ بردعی را مختصر کرده است ، و حاجی خلیفه وفات او را به سال 719 هَ .ق . ذک

معنی احمد

احمد. [ اَ م َ ] (اِخ ) ابن محمد انبردوانی بصیر حنفی ، مکنی به ابوکامل . او راست : المضاهات فی الاسماء والانساب .

معنی احمد

احمد. [ اَ م َ ] (اِخ ) ابن محمد الافریقی ، المعروف بالمتیم مکنی به ابوالحسن . شاعرو ادیبی فاضل بود. ثعالبی گوید: او را به بخارا دیدم و در این وقت او پیری پریشان حال بود و از سیماء اوبی طالعی و تیره ب

معنی احمد

احمد. [ اَ م َ ] (اِخ ) ابن محمد امام طحاوی ، مکنی به ابوجعفر. از صاحبان «شروط» است در چهل جزء.

معنی احمد

احمد. [ اَ م َ ] (اِخ ) ابن محمد انطاکی ، معروف به بدیحی . رجوع به بدیحی احمد... شود.

معنی احمد

احمد. [ اَ م َ ] (اِخ ) ابن محمد الاصبعی القاضی البحرانی . رجوع بروضات ص 25 س 1 شود.

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: