مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی احمد


معنی احمد

احمد. [ اَ م َ ] (اِخ ) ابن محمد حلاّبی . فقیهی است ..

معنی احمد- ترجمه احمد برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد احمد اینجا را کلیک کنید

هم معنی احمد


ترجمه احمد

فاروق احمدخان لغاریر: Farugh Ahmed Khan Lagharir
احمدعلی: Ahmad Ali
احمدرضا: Ahmad Reza
احمد: Ahmed
احمد چلابی: Ahmed Chalabi


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه احمد


که تو میرى هر یک از ما هم امیر *** بخش کن این ملک و بخش خود بگیر
هر یکى در بخش خود انصاف جو *** تو ز بخش ما دو دست خود بشو
گفت میرى مر مرا حق داده است *** سرورى و امر مطلق داده است‏
کاین قرآن احمد است و دور او *** هین بگیرید امر او را اتقوا
قوم گفتندش که ما هم ز آن قضا *** حاکمیم و داد امیرى‏مان خدا
گفت لیکن مر مرا حق ملک داد *** مر شما را عاریت از بهر زاد
میرى من تا قیامت باقى است *** میرى عاریتى خواهد شکست‏
قوم گفتند اى امیر افزون مگو *** چیست حجت بر فزون جویى تو
در زمان ابرى بر آمد ز امر مر *** سیل آمد گشت آن اطراف پر
رو به شهر آورد سیل بس مهیب *** اهل شهر افغان کنان جمله رعیب‏


مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی احمد

احمد. [ اَ م َ ] (اِخ ) ابن محمد خوارزمی بیرونی . رجوع به ابوریحان ... شود.

معنی احمد

احمد. [ اَ م َ ] (اِخ ) ابن محمد حدادی ، مکنی به ابونصر. او راست : بساتین المذکرین و ریاحین المتذکرین .

معنی احمد

احمد. [ اَ م َ ] (اِخ ) ابن محمد حریری ، مکنی به ابومحمد. از اصحاب جنید بغدادی است . وفات او به سال 311 هَ .ق . بوده است . (قاموس الاعلام ).

معنی احمد

احمد. [ اَ م َ ] (اِخ ) ابن محمد حنفی قدوری . رجوع به ابوالحسین قدوری شود.

معنی احمد

احمد. [ اَ م َ ] (اِخ ) ابن محمد الجوهری . ابوعبیداﷲ محمدبن عمران المرزبانی در الموشح از وی روایت کرده است . (الموشح چ مصرص 45،51، 57، 71، 106، 111، 130، 136، 148، 164، 166، 179، 195، 197، 227، 241، 2

معنی احمد

احمد. [ اَ م َ ] (اِخ ) ابن محمد حجازی ، ملقب بشهاب الدین شاعر و ادیب . وفات او875 هَ .ق . بود. او راست : کتاب الحمقاءالمغفلین . النیل الرائد من النیل الزائد. قلائدالحور فی جواهر البحور تخمیس قصیده ٔ

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: