مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی اثری


معنی اثری

اثری . [ اَ ث َ ری ی ] (ع ص نسبی ) منسوب به اثر. (منتهی الارب ). منسوب است به اثر که بمعنی حدیث و طلب آن و تبعیت از آن میباشد. (سمعانی ). محدّث . اخباری : حسین اثری بن عبدالملک . عبدالکریم اثری بن منصور.

معنی اثری- ترجمه اثری برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد اثری اینجا را کلیک کنید

هم معنی اثری


ترجمه اثری

بی اثری: ineffectiveness
بی اثری: futility


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه اثری

سخن آنتونی رابینز: تجربه ها چنان اثری در ما داشته اند كه یادگار آنها تا ابد در ذهن ما جا گرفته است. این گونه رویدادها باورهایی در ما ایجاد می كنند كه می تواند زندگی ما را تغییر دهد.
سخن فرناندو پسوا: اثری را آفریدن و پس از پایان، بد شمردن، از رنج های روان است؛ به ویژه اگر شخص بپذیرد كه این بهترین اثری بود كه می توانست بیافریند.
سخن گوته: كسی كه می خواهد اثری برای دنیا به وجود آورد، باید متوجه باشد كه نگذارد دیگری وقت او را بگیرد.
سخن حضرت محمد (ص) ‌: غذای انسان مانند دنیا قرار داده شده ‌است. (یعنی مزه‌ی آن زود از بین رفته و اثری از آن نمی‌ماند) و اگر به غذای خود، ادویه و نمك بزند،‌ (آن وقت) نگاه كن كه (‌آن غذا)‌ چگونه می‌شود. (‌در صورتی كه طعم‌دهنده به آن اضافه شود،‌ مزه می‌گیرد و دنیا نیز چنین است یعنی ذاتاً‌ بی‌مزه است مگر اعمال خوبی در آن صورت بگیرد.)‌
سخن آندره موروا: در عمل، كسی كه خود را می گذارد تا بخورند اش، خورده می شود و می میرد، بدون اینكه اثری از خود بر جای گذارد.


مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی اثعوب

اثعوب . [ اُ ] (ع ص ) آب روان . (منتهی الارب ).

معنی اثره

اثره . [ اَ ث َ رَ ] (ع اِ) اُثْرَه . اَثاره . بقیه ٔ چیز. || برگزیده . || بقیه ای از علم که برگزیده و نقل کرده شود از سلف . || بقیه ٔ پیه .

معنی اثری

اثری . [ اَ را ] (ع اِ) نامی از نامهای مردان .

معنی اثری

اثری . [ اَ را] (ع ص ) مرد بسیارمال . مقابل ثَروی ، زن بسیارمال .

معنی اثرون

اثرون . [ ] (اِ) به یونانی اسم بنفسج است . (تحفه ٔ حکیم مؤمن ).

معنی اثعبان

اثعبان . [ اُ ع ُ ] (ع ص ) روی نیک سپید و حَسین و جمیل .

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: