مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی ابومنجوج


معنی ابومنجوج

ابومنجوج . [ اَ م َ ] (اِخ ) نام قریه ای به مصر در خره ٔ بحیره نزدیک اسکندریه . (مراصدالاطلاع ).

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد ابومنجوج اینجا را کلیک کنید

هم معنی ابومنجوج


ترجمه ابومنجوج


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه ابومنجوج



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی ابوملیل

ابوملیل . [ اَ م ُ ؟ ] (اِخ ) ابن اعَزّ (؟) صحابی است .

معنی ابومنصور

ابومنصور. [ اَ م َ ] (اِخ ) ابن جهیر محمدبن فخرالدوله . رجوع به ابن جهیر عمیدالدوله شود.

معنی ابومنبوذ

ابومنبوذ. [ اَ مَم ْ ] (اِخ ) قیس بن عریض . محدث است .

معنی ابومنذر

ابومنذر. [ اَ م ُ ذِ ] (اِخ ) نُصَیر. از علمای نحو. شاگرد کسائی است .

معنی ابوملیل

ابوملیل . [ اَ م ُ ؟ ] (اِخ ) ابن عبداﷲ. صحابی است .

معنی ابومنصور

ابومنصور.[ اَ م َ ] (اِخ ) ابن بهرام بن خورشیدبن یزدیار. خال بهمنیار حکیم تلمیذ شیخ الرئیس بن سینا و ظاهراً او نیز یکی از فلاسفه ٔ عصر خویش بوده است و بهمنیار کتاب التحصیل خود را در منطق و حکمتین بنام

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: