مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی ابوشجاع


معنی ابوشجاع

ابوشجاع . [ اَ ش ُ ] (اِخ ) غیاث الدین محمدبن ملکشاه . رجوع به محمدبن ملکشاه شود.

معنی ابوشجاع- ترجمه ابوشجاع برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد ابوشجاع اینجا را کلیک کنید

هم معنی ابوشجاع


ترجمه ابوشجاع


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه ابوشجاع



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی ابوشداد

ابوشداد. [ اَ ش َدْ دا ] (اِخ ) شامی . صحابی است .

معنی ابوشجاع

ابوشجاع . [ اَ ش ُ ](اِخ ) زاهربن رستم اصفهانی . رجوع به زاهر... شود.

معنی ابوشجاع

ابوشجاع . [اَ ش ُ ] (اِخ ) فناخسرو عضدالدولةبن رکن الدوله ابی علی الحسن بن بویه الدیلمی . رجوع به فناخسرو.... شود.

معنی ابوشحمه

ابوشحمه . [ اَ ش َ م َ ] (اِخ ) عبدالرحمان بن عمربن الخطّاب . رجوع به عبدالرحمن ... شود.

معنی ابوشجاع

ابوشجاع . [ اَ ش ُ ] (اِخ ) شاوربن مجیربن نزار. وزیر مصر. مقتول به سال 564 هَ .ق . رجوع به شاور... شود.

معنی ابوشداد

ابوشداد. [ اَ ش َدْ دا ] (اِخ ) ذماری عمانی . وی بزمان رسول صلوات اﷲ علیه بعمان بود و نامه ٔ پیامبرعلیه الصّلوة و السّلام را باهل عمان او روایت کند.

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
Hit Counter