مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی ابورمله


معنی ابورمله

ابورمله . [ اَ ؟ ل َ ] (اِخ ) عامر. محدث است .

معنی ابورمله- ترجمه ابورمله برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد ابورمله اینجا را کلیک کنید

هم معنی ابورمله


ترجمه ابورمله


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه ابورمله



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی ابورکوه

ابورکوه . [اَ رَ وَ / رِ وَ/ رُ وَ ] (اِخ ) از خالدیین است و او راست : کتاب اخبار موصل . و رجوع به ابوزکوه شود.

معنی ابورهم

ابورهم . [ اَ رُ ] (اِخ )ابن قیس اشعری . صحابی و برادر ابوموسی اشعری است .

معنی ابورقاد

ابورقاد. [ اَ رُ ] مولی [ کذا ] (اِخ ) او از حذیفه و از او زرّبن حبیش روایت کند. (کتاب الکنی للبخاری ).

معنی ابورکوه

ابورکوه . [ اَ رَ وَ / رِوَ / رُ وَ ] (اِخ ) از احفاد هشام بن عبدالملک . او به سال 377 هَ . ق . بر حاکم بامراﷲ خروج کرد و جمعی بسیار بر او گرد آمدند و وی برقه را تسخیر کرد و حاکم جیشی بتدمیر او فرستاد

معنی ابوروح

ابوروح . [ اَ ] (اِخ ) جمیل بن مره . محدث است و حمادبن زید از او روایت کند.

معنی ابورهم

ابورهم . [ اَ رُ ] (اِخ ) ابن عبدالعزی . دومین شوی ام ّالمؤمنین میمونه پیش از تزویج با رسول اﷲ صلوات اﷲعلیه . رجوع به ص 148 حبیب السیر ج 1 شود.

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: