مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی ابوالعباس


معنی ابوالعباس

ابوالعباس . [ اَ بُل ْ ع َب ْ با ] (اِخ ) ابن ثوابه . او را بیست ورقه شعر است . (ابن الندیم ). رجوع به ابوالعباس احمدبن محمدبن ثوابه ... شود.

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد ابوالعباس اینجا را کلیک کنید

هم معنی ابوالعباس


ترجمه ابوالعباس


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه ابوالعباس



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی ابوالعباس

ابوالعباس . [ اَ بُل ْ ع َب ْ با ] (اِخ ) ابن سریج احمدبن عمربن سریج شیرازی . رجوع به ابن سریج ابوالعباس احمد... شود.

معنی ابوالعباس

ابوالعباس . [ اَ بُل ْ ع َب ْ با ] (اِخ ) ابن رومیة احمدبن محمد اشبیلی . رجوع به ابن رومیة ابوالعباس ... شود.

معنی ابوالعباس

ابوالعباس . [ اَ بُل ْ ع َب ْ با ] (اِخ ) آملی ظاهراً عالم هیوی و ریاضی یا فقیه معاصر یا قریب العصر با بیرونی . در آثار الباقیه ابوریحان نام او آورده است و کتابی دلائل القبله بدو منسوب است .

معنی ابوالعباس

ابوالعباس . [ اَ بُل ْ ع َب ْ با ] (اِخ ) ابن ابی اصیبعه احمدبن ابی القاسم بن خلیفه . رجوع به ابن ابی اصیبعه موفق الدین ... شود.

معنی ابوالعباس

ابوالعباس . [ اَ بُل ْ ع َب ْ با ] (اِخ ) ابن تیمیه . احمدبن عبدالحلیم . رجوع به ابن تیمیه ... شود.

معنی ابوالعباس

ابوالعباس . [ اَ بُل ْ ع َب ْ با ] (اِخ ) ابن بندار. بردعی (؟). رجوع به تاریخ ابوعلی مسکویه ج 3 ص 101 چ گیب شود. و مرحوم کسروی آنر ابن ندار خوانده است .

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
<