مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی ابوالعباس


معنی ابوالعباس

ابوالعباس . [ اَ بُل ْ ع َب ْ با ] (اِخ ) سهروردی ، احمد. از مشایخ مائه ٔ چهارم است وی از مردم سهرورد و مجاور مکه بود. و با سیروانی و سرکی و ابواسامه صحبت داشت رجوع به نامه ٔ دانشوران ج 2 ص 421 شود.

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد ابوالعباس اینجا را کلیک کنید

هم معنی ابوالعباس


ترجمه ابوالعباس


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه ابوالعباس



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی ابوالعباس

ابوالعباس . [ اَ بُل ْ ع َب ْ با ](اِخ ) شریشی احمدبن عبدالمؤمن بن موسی بن عیسی بن عبدالمؤمن قیسی شریشی . ادیب مشهور یکی از علماء نحو استاد ابن ابار و شاگرد ابن خروف و مشاهیر دیگر. مولد او به شریش

معنی ابوالعباس

ابوالعباس . [ اَ بُل ْ ع َب ْ با ] (اِخ ) سرخسی . رجوع به احمدبن محمدبن مروان بن طیب سرخسی شود.

معنی ابوالعباس

ابوالعباس . [ اَ بُل ْ ع َب ْ با ] (اِخ ) سفّاح . عبداﷲبن محمدبن علی بن عبداﷲبن عبّاس . خلیفه ٔ عباسی . رجوع به عبداﷲ... شود.

معنی ابوالعباس

ابوالعباس . [ اَ بُل ْ ع َب ْ با ] (اِخ ) سمّان . وی قاضی ری بود.او راست : کتاب تفسیر.

معنی ابوالعباس

ابوالعباس . [ اَ بُل ْ ع َب ْبا ] (اِخ ) طاهر (امیر...). رجوع به طاهر... شود.

معنی ابوالعباس

ابوالعباس . [ اَ بُل ْ ع َب ْ با ] (اِخ ) شهاب الدین عربشاه احمدبن محمدبن عبداﷲ. رجوع به ابن عربشاه شهاب الدین ابوالعباس ... شود.

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: