مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی ابن معدی کرب


معنی ابن معدی کرب

ابن معدی کرب . [ اِ ن ُ م َ ک َ رِ ] (اِخ ) ابوکریمه مقدم بن معدی کرب کندی . از صحابه ٔ رسول صلی اﷲعلیه وآله . به آخر عمر در حمص ساکن بود و به 91 سالگی در سال 78 هَ .ق . درگذشت .

معنی ابن معدی کرب- ترجمه ابن معدی کرب برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد ابن معدی کرب اینجا را کلیک کنید

هم معنی ابن معدی کرب


ترجمه ابن معدی کرب


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه ابن معدی کرب



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی ابن مطهر

ابن مطهر. [ اِ ن ُ م ُ طَهَْ هََ ] (اِخ ) رجوع به علامه ٔ حلی شود.

معنی ابن مطلب

ابن مطلب . [ اِ ن ُ م ُطْ طَ ل ِ ] (اِخ ) هبةاﷲبن محمدبن مطلب ، ملقب به ولی الدوله . وزیر خلیفه المستظهر باﷲ. او به سال 499 هَ .ق . پس از وفات زعیم الرؤسا ابن جهیر مقام وزارت یافت لکن سپس سلطان محمدب

معنی ابن معظم

ابن معظم . [ اِ ن ُ م ُ ع َظْ ظَ ] (اِخ ) احمدبن محمدبن معظم ، از مردم ری . او راست : کتاب مقامات اثناعشریه که در 730 هَ .ق . از تألیف آن فراغت یافته است و این کتاب در پاریس به طبع رسیده .

معنی ابن مظفر

ابن مظفر. [ اِ ن ُ م ُ ظَف ْ ف َ ] (اِخ ) رجوع به ابوالحکم مغربی شود.

معنی ابن مطرف

ابن مطرف . [ اِ ن ُ ؟ ] (اِخ ) ابوعبداﷲ محمدبن حجاج بن ابراهیم حضرمی اشبیلی اندلسی . از مشایخ صوفیه . او به سال 707 هَ .ق . در نودواندسالگی به مکه درگذشت .

معنی ابن مقاتل

ابن مقاتل . [ اِ ن ُ ؟] (اِخ ) شاعری از مردم مالقه ٔ اندلس . وفات او به سال 739 هَ . ق . بوده است . و از او ازجالی برجای است .

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: