مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی ابن سرابیون


معنی ابن سرابیون

ابن سرابیون . [ اِ ن ُ س َ / س ِ ] (اِخ ) یا ابن سرافیون . کنیت دو برادر، یوحنا و داود سریانی . شغل هر دو طب و در آغاز دولت عباسیان می زیسته اند. یوحنا را کتبی بسریانی است و از آنجمله کتاب کُنّاش کبیر وکتاب کُنّاش صغیر و این دو به عربی ترجمه شده است .

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد ابن سرابیون اینجا را کلیک کنید

هم معنی ابن سرابیون


ترجمه ابن سرابیون


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه ابن سرابیون



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی ابن سعدان

ابن سعدان . [ اِ ن ُ س َ ] (اِخ ) ابوجعفر محمدبن سعدان الضریر. معلم کُتّاب و یکی از قراءبه قراءة حمزه و خود او قرائتی از خویش پیدا کرد. لیکن قرائتی تباه بود و او بغدادی المولد و در لغت و نحو بمذهب کوف

معنی ابن سرایا

ابن سرایا. [ اِ ن ُ س َ ] (اِخ ) رجوع به صفی حلی شاعر شود.

معنی ابن سعدان

ابن سعدان . [ اِ ن ُ س َ ] (اِخ ) ابراهیم بن محمدبن سعدان المبارک . از علمای نحو و لغت . او راست : کتاب الخیل . کتاب حروف القرآن . (ابن الندیم ).

معنی ابن سراقه

ابن سراقه . [اِ ن ُ س ُ ق َ ] (اِخ ) ابوعبداﷲ محی الدین محمدبن محمدبن محمد انصاری شاطبی (572- 662 هَ .ق .). از علمای اندلس . در حدیث و ادب شهرت داشت و شعر نیکو میگفت . وفات او بقاهره بوده است .

معنی ابن سراج

ابن سراج . [ اِ ن ُ ؟ ] (اِخ ) قره فضلی محمد، معروف به ابن سراج رومی . صاحب کتاب نخلستان بفارسی که مانند گلستان ساخته . وفات 970 هَ .ق . (کشف الظنون ).

معنی ابن ساعاتی

ابن ساعاتی . [ اِ ن ُ ] (اِخ ) احمدبن علی بن تغلب بغدادی حنفی فقیه . ساعتهای مشهور در مدرسه ٔ مستنصریه ٔ بغداد را پدر او علی کرده و از این قِبَل بساعاتی ملقب گردیده است . احمد فقه در بغداد آموخت . او

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: