مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی آجل


معنی آجل

آجل . [ ج ِ ] (ع ص ، اِ)بامهلت . دیرنده . تأخیرکننده . ضد عاجل : عاجل نبود مگر شتابنده هرگز نرود ز جای خویش آجل . ناصرخسرو. || دیر، مقابل زود : بدین زودی ندانستم که ما را سفر باشد بعاجل یا به آجل . منوچهری . || آخرت . مقابل عاجل به معنی دنیا : باری عاجل و آجل بهم نپیوندد. (کلیله و دمنه ). چون برای حق و روز آجل است گر خطائی شد دیت بر عاقل است . مولوی . || جانی و برانگیزنده ٔ بر جنایت .

معنی آجل- ترجمه آجل برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد آجل اینجا را کلیک کنید

هم معنی آجل

آتی: آتیه، آجل، آینده، بعدی، مستقبل
آتیه: آتی، آجل، آینده، مستقبل و گذشته، ماضی
آجل: 1 آتیه، آینده، مستقبل 2 آخرت و گذشته
آینده: 1 آتی، آتیه، آجل، بعدی، مستقبل 2 واردشونده و 1 گذشته، 2 رونده


ترجمه آجل

آجل: ultimate
آجلا: ultimately


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه آجل


در حد و تعزیر قاضى هر که مرد *** نیست بر قاضى ضمان کاو نیست خرد
نایب حق است و سایه‏ى عدل حق *** آینه‏ى هر مستحق و مستحق‏
کاو ادب از بهر مظلومى کند *** نه براى عرض و خشم و دخل خود
چون براى حق و روز آجله ست *** گر خطایى شد دیت بر عاقله است‏
آن که بهر خود زند او ضامن است *** وان که بهر حق زند او آمن است‏
گر پدر زد مر پسر را او بمرد *** آن پدر را خون بها باید شمرد
ز انکه او را بهر کار خویش زد *** خدمت او هست واجب بر ولد
چون معلم زد صبى را شد تلف *** بر معلم نیست چیزى لا تخف‏
کان معلم نایب افتاد و امین *** هر امین را هست حکمش همچنین‏
نیست واجب خدمت استا بر او *** پس نبود استا به زجرش کار جو


مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی آجله

آجله . [ ج ِ ل َ ] (ع ص ، اِ) تأنیث آجل . || آن جهان . (مهذب الاسماء). آخرت . || هرچه بامهلت باشد.

معنی آجیل

آجیل . (اِ) خشک میوه . مجموع پسته ، بادام ، نخود، فندق ، تخمه ٔ کدو و تخمه ٔ هندوانه ٔ تف داده و نمک زده یا آچارده . || نقل ، مزه و توسعاً هر نعمت و فائده که از کسی بدیگری رسد از خوراک و پوشاک و نقدین

معنی آجرکم ا

آجرکم ا. [ ج َ رَ ک ُ مُل ْ لاه ] (ع جمله ٔ فعلیه ٔ دعایی ) خدایتان مزد دهاد.

معنی آجیدن

آجیدن . [ دَ ] (مص ) آجدن . آزدن . آژدن . نگندن . || منقور و مضرس کردن سطح سنگ آسیا با آسیازنه بهتر خرد کردن دانه را. رجوع به آژدن شود.

معنی آجرک ا

آجرک ا. [ ج َ رَکَل ْ لاه ] (ع جمله ٔ فعلیه ٔ دعایی ) خدات مزد دهاد.

معنی آجل

آجل . [ ج َ / ج ُ ] (اِ) بادی که با آواز از گلو برآید. آروغ . فوز. باد گلو. رجک . جشا. رغ : ناخوشی های دهر را بالکل بایدت خورد و نازدن آجل . روزبهان . بسته دایم دهان خویش از بخل کز گلو برنیایدت آ

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: