مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی زیرده


معنی زیرده

زیرده . [ دِه ْ ] (اِخ ) دهی از دهستان حومه ٔ بخش خمام شهرستان رشت است که 340 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2).

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد زیرده اینجا را کلیک کنید

هم معنی زیرده


ترجمه زیرده


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه زیرده



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی زیرستا

زیرستا. [ س َ / س ِ ] (اِ مرکب ) این کلمه سه بار در اشعار منوچهری آمده و بصورت های زیرسه تا و زیروستا هم مضبوط است و معنی آن روشن نیست . مرحوم دهخدا در یادداشتی این کلمه را «زندوستا» و در یادداشتی د

معنی زیرطاق

زیرطاق . (اِخ ) دهی از دهستان هنام و بسطام است که در بخش سلسله ٔ شهرستان خرم آباد واقع است و 180 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 7).

معنی زیرزمینی

زیرزمینی . [ زی زَ ] (ص نسبی ) تحت الارضی : اشیاء زیرزمینی . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). منسوب به زیر زمین . (فرهنگ فارسی معین ) : در روی زمین ز سگ دوان تر وز زیرزمینیان نهان تر. نظامی . - ترن زیر

معنی زیرراه

زیرراه . (اِخ )یکی از دهستانهای یازده گانه ٔ بخش برازجان شهرستان بوشهر است . این دهستان در قسمت شمال و مرکز بخش قرار گرفته . هوای آن گرم و مرطوب است . آب مشروب و زراعی از رودخانه ٔ دالکی تأمین میگردد

معنی زیرخواب

زیرخواب . [ خوا / خا ] (نف مرکب ) کسی که در عمل جنسی مفعول واقع شود (زن یا مرد). (فرهنگ عامیانه ٔ جمال زاده ).

معنی زیرفون

زیرفون . (اِ) نوعی از درخت سنجد است و آنرا ثمر و میوه نمی باشد و بیشتر در دمشق [ یافت ] میشود. سرد و خشک است و در قابضات بکار برند. (برهان ) (آنندراج ). محرف زیزفون . (فرهنگ فارسی معین ). درختی بی بار

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: