مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی زوانه


معنی زوانه

زوانه . [ زَ ن َ / ن ِ ] (اِ) زوان و زوانه هر دو بمعنی زبان است ، زفان تبدیل آن است . (انجمن آرا) (آنندراج ). رجوع به زوان شود.

معنی زوانه- ترجمه زوانه برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد زوانه اینجا را کلیک کنید

هم معنی زوانه


ترجمه زوانه


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه زوانه



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی زواووق

زواووق . [ زَ ] (معرب ، اِ) بمعنی زاووق باشد که جیوه است ، به زبان ارباب عمل که کیمیاگرانند. و عربان زیبق خوانند. (برهان ) (آنندراج ). سیماب و جیوه . (ناظم الاطباء). و زیبق (زئبق ) معرب جیوه (ژیوه ) ا

معنی زوبا

زوبا. (هزوارش ، ص ، اِ) به لغت زندو پازند، دزد و راهزن و قطاع الطریق را گویند. (برهان ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء). هزوارش «زوبا»، «زوبا» ، پهلوی «دژد» (دزد)... قرائت غلط بجای «گوبا» . (حاشیه

معنی زواله

زواله . [ زَ ل َ / ل ِ ] (اِ) گلوله ٔ آرد خمیرکرده ای را گویند که به مقدار یک ته نان ساخته باشند. (برهان ). گلوله ٔ آرد راگویند که به مقدار نانی علیحده ساخته باشند. (جهانگیری ). خمیری که از جهت نان و

معنی زوباشی

زوباشی . (ترکی ، اِ) رئیس و سردار و پیشوا. (ناظم الاطباء). افسر و سردار را گویند. (آنندراج ).

معنی زوان

زوان . [ زُ ] (اِ) زبان و لسان . || شعله . (ناظم الاطباء).

معنی زوبالا

زوبالا. [ زُ ] (اِخ ) دهی از دهستان قلعه ٔ نو است که در بخش کلات شهرستان قوچان واقع است و 575 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: